تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
صلّى اللّه عليه و سلّم ، بيعت كرده بودند و از سعيد بن جبير مرويست كه با على هشتصد مرد از انصار و نهصد مرد از اهل بيعت رضوان بود و از حكم بن عيينه مرويست كه هشتاد بدرى بودند و دويست و پنجاه از اهل بيعت رضوان و از سليمان بن مهران اعمش مرويست كه هشتاد بدرى بود و هشتصد صحابه . « 1 » و مراد از « اكارم » مذكور « 2 » اين طايفه‌اند . و قال الإمام محيى السّنة : « انهزم المسلمون يوم أحد ، فلم يبق مع النبىّ ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، إلّا ثلاثة عشر رجلا منهم سبعة من المهاجرين ، ابو بكر و عمر و عثمان و علىّ و طلحة و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن أبى وقّاص ، و جعل رسول اللّه يدعو النّاس : إلىّ عباد اللّه ، إلىّ عباد اللّه ؛ فاجتمع إليه ثلاثون رجلا فحموه . »
فدنت له ودان أبوك كرها * سبيل الغىّ عندكما سبيل مضى فنكصتما لمّا توارى * على الأعقاب غيّكما طويل إذا ما الحرب أهدب عارضاها * و أبرق عارض منها مخيل فيوشك أن يجول الخيل يوما * عليك و أنت منجدل قتيل
توارى : پنهان شدن . و عقب : پاشنه . و إهداب : دامن فروگذاشتن . و إبراق : بابرق شدن ابر . و إخالة : پيدا شدن نشان باران در ابر . مىفرمايد : پس فرمان بردى مرو را و فرمان برد پدر تو به كراهت ؛ راه بيراهى نزد شما راه است . گذشت پيغمبر ؛ پس برگشتيد « 3 » بر عقبها ، چون پنهان شد ؛ بيراهى شما درازست . چون حرب دامن فروگذارد دو ابر او و بدرخشد ابرى از حرب كه نشان باران درو پيدا باشد ، پس زود باشد كه جولان كنند اسبان روزى بر تو و تو باشى افتادهء كشته . س :
تا چند بمال و جاه مشغول شوى * خير تو در آنست كه معزول شوى ترسم كه غبار فتنه چون برخيزد * ناگاه بسعى خويش مقتول شوى
هامش
( 1 ) . فتوح 2 : 544 . ( 2 ) .C: مذكوران . ( 3 ) .C: برگشتند .