جمع أخ « 1 » .
مىفرمايد : نيست هيچ نيكى در دوستى مردى « 2 » رنگگيرنده كه چون باد ميل كند « 3 » ، ميل كند « 4 » او به آنسو كه باد « 5 » ميل مىكند . بخشنده است ، چون بىنياز باشى از گرفتن مال او ؛ و نزد برداشتن بار درويشى از تو بخيل باشد . پس چه بسيارند برادران ، آن زمان « 6 » كه شمارى ايشان را ، و ليكن ايشان براى حوادث اندكند . س :
هركس كه نهد بعهد مردم بنياد * آخر ز فلك در كف او باشد باد
ارباب زمان همره بادند همه * فرياد ز رسم اين جماعت فرياد
ترغيب نفس بجانب رجا و نهى يأس به حكم خدا
فلا تجزع و إن أعسرت يوما * فقد أيسرت فى دهر طويل
و لا « 7 » تيأس فإنّ اليأس كفر * لعلّ اللّه يغنى عن قليل
و لا تظنن بربّك ظنّ سوء * فإنّ اللّه أولى بالجميل
رأيت العسر يتبعه يسار * و قول اللّه أصدق كلّ قيل
إيسار : توانگر شدن . و مصراع ثامن « 8 » ناظر به آيت
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
« 9 » .
مىفرمايد : پس جزع مكن ، و اگرچه تنگدست شوى روزى ؛ چه به حقيقت توانگر بودى در روزگارى « 10 » دراز . و نااميد مشو ؛ چه به درستى كه نااميدى كفرست ، شايد كه خدا بىنياز كند بعد از زمانى اندك . و گمان مبر به پروردگار خود گمان بد ؛ چه به درستى كه خدا سزاوارترست به كردار نيك . ديدم دشوارى را « 11 » كه از پى مىآيد آن را توانگرى . و گفتار خدا راستتر هر گفتاريست « 12 » . س :
هامش
( 1 ) .A: اخ برادر و اخوان جمع او .
( 2 ) .E: مرد .
( 3 ) .C: مىكند .
( 4 ) .CEG: - ميل كند .
( 5 ) .G: به او .
( 6 ) .G: - آن زمان .
( 7 ) .C: فلا .
( 8 ) .C: ثانى .
( 9 ) . الانشراح : 6 .
( 10 ) .C: روزگار .
( 11 ) .G: - را .
( 12 ) .C: گفتارست .