و كذا الكريم هو الكريم بخلقه * ليس الكريم بقومه و بآله
و كذا الفقيه هو الفقيه بحاله * ليس الفقيه بنطقه و مقاله
هو : ضمير فصل براى حصر . و فقاهة : دانستن .
مىفرمايد : به درستى كه توانگر ، او توانگرست بدل خود ، نيست توانگر ، او توانگر بمال خود . و همچنين بزرگ ، او بزرگ است بخوى خود ، نيست بزرگ بزرگ بقوم خود و به خويشان خود . و همچنين دانا داناست به حال خود ، نيست دانا دانا « 1 » به سخن گفتن خود و گفتار خود . س :
اى گشته ز جمع مال و اسباب غنى * تا چند كسى از تو كشد كبر و منى
گاهى كه ز خود دور كنى خُلْق دنى * در عالم علم و معرفت جان منى
نهى از گفتن بسيار و امر به نهفتن اسرار
فلا تكثرنّ القول فى غير وقته * و أدمن على الصّمت المزيّن للعقل
يموت الفتى من عثرة بلسانه * و ليس يموت المرء من عثرة الرّجل
فلا تك مبثاثا لقولك مفشيا * فتستجلب البغضاء من زلّة النّعل
بثّ الخبر : أى نشره . و بغضاء : دشمنى .
مىفرمايد : بسيار مكن گفتار را در غير هنگام آن ، و دايم باش بر خاموشى آراينده مر خرد را . مىميرد جوانمرد از سر در آمدن به زبان خود ، و نيست كه بميرد مرد از لغزيدن پاى . پس مباش پراكندهكننده مر گفتار خود را فاشكننده ، كه بكشى دشمنى را از لغزيدن كفش . س :
اى خورده شراب ذوق از جام سخن * بشناس بعقل و علم هنگام سخن
چون راز درون پيش كسى « 2 » خواهى گفت * بايد كه برى راه به انجام سخن
هامش
( 1 ) .E: - دانا .
( 2 ) .E: كس .