هركس كه شود بمال دنيا فيروز * در چشم كسان بزرگ باشد شب و روز
گر بخت سعيد و حسن طالع دارى * از مال جهان گنج سعادت اندوز
ارشاد بعلوّ همّت و تجمّل و هدايت به شكيبائى « 1 » و تحمّل
صن النّفس و احملها على ما يزينها * تعش سالما و القول فيك جميل
و لا ترينّ النّاس إلّا تجمّلا * نبا بك دهر أو جفاك خليل
و إن ضاق رزق اليوم فاصبر إلى غد * عسى نكبات الدّهر عنك تزول
يعزّ غنىّ النّفس إن قلّ ماله * و يغنى غنىّ المال و هو ذليل
حمل : كسى را بر ستور نشاندن ( از ثانى ) . و تجمّل : نيكحالى نمودن . و زوال : گشتن .
مىفرمايد : نگاه دار نفس را و بدار او را بر آنچه بيارايد او را ، تا عيش كنى به سلامت و گفتار در شأن تو نيك باشد . و منماى مردم را ، مگر نيكحالى ، در حالى كه موافقت نكند به تو روزگار ، يا جفا كند بر تو دوست . و اگر تنگ شود روزى امروز ، پس صبر كن تا فردا ، شايد كه نكبتهاى روزگار از تو زائل شود . عزيزست توانگر بنفس « 2 » ، اگر اندك باشد مال او ، و غنى است غنى بمال و او خوارست . س :
اى ديده ز روزگار انواع ضرر * وز دور فلك گشته بسى زير و زبر
زنهار كه آبرو به مردم مفروش * وز اهل زمان به هيچرو عشوه مخر
و لا خير فى ودّ امرئ متلوّن * إذا الرّيح مالت مال حيث تميل
جواد إذا استغنيت عن أخذ ماله * و عند احتمال الفقر عنك بخيل
فما أكثر الإخوان حين تعدّهم * و لكنّهم للنّائبات قليل
تلوّن : رنگ گرفتن . و الميل : العدول عن الوسط إلى أحد الجانبين . « 3 » و تأنيث مالت بسبب آنكه ريح مؤنّث سماعى است . و أخذ : گرفتن . و احتمال : بار برداشتن . و إخوان :
هامش
( 1 ) .E: بر شكيبائى .
( 2 ) .AE: نفس .
( 3 ) . مفردات : 783 .