تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
در روز اجل كنند مالش تاراج * نى تخت بجاى خود بماند نى تاج فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدّود تنتقل قد طالما أكلوا فيها و هم شربوا * فأصبحوا بعد طول الأكل قد أكلوا و طالما كثّروا الأموال و ادّخروا * فخلّفوها على الأعداء و ارتحلوا و طالما شيّدوا دورا لتحصنهم * ففارقوا الدّور و الأهلين و انتقلوا أضحت مساكنهم وحشا معطّلة * و ساكنوها إلى الأجداث قد رحلوا
إفصاح : آشكارا كردن . و دود : كرم . و تكثير : بسيار گردانيدن . و ادّخار « 1 » : ذخيره نهادن ، و اصل او « اذتخار » . و تخليف : بازپس گذاشتن . و تشييد : بلند كردن « 2 » بنا . و دور : جمع دار . و إحصان : نگاه داشتن . و بلد وحش ( بالتّسكين ) : أى خال عن الماء و الكلأ . و تعطيل : فروگذاشتن . و جدث ( بفتح ) : گور . مىفرمايد : پس آشكارا كرد گور ازيشان ، آن زمان كه پرسيد ايشان را آن رويها را كه بران كرم از سوئى به سوئى مىرفت . به حقيقت ديرگاه است كه خوردند دران منازل و ايشان آشاميدند ، پس گشتند از پس « 3 » درازى خوردن « 4 » كه به حقيقت خورده شدند . و ديرگاه است كه بسيار گردانيدند مالها را و ذخيره نهادند ، پس « 5 » بازگذاشتند آن را بر دشمنان و كوچ كردند . و ديرگاه است كه بلند كردند خانه‌ها را ، تا نگاه دارد ايشان را ، پس جدا شدند از خانه‌ها و خاندانها و رفتند . گشت « 6 » مسكنهاى ايشان خالى از آب و گياه فروگذاشته و ساكنان آن به گورها به حقيقت كوچ كردند . س :
جمعى كه نگشتند پريشان هرگز * مهجور نبودند ز خويشان هرگز امروز از آن جمع اثر باقى نيست * گويا كه نبوده‌اند ايشان هرگز
سل الخليفة إذ وافت منيّته * أين الجنود و أين الخيل و الخول
هامش
( 1 ) .G: اذخار . ( 2 ) .C: گردانيدن . ( 3 ) .E: بعد از . ( 4 ) .E: خوردند . ( 5 ) .C: و . ( 6 ) .A: + و ،E: بكشت .