تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
هركس كه كند صبر و تحمّل حاصل * آخر بمراد خويش گردد و اصل گر حكم تو بر جماعتى گشت روان * زنهار مشو بظلم كردن مايل و إذا حملت إلى القبور جنازة * فاعلم بأنّك بعدها محمول يا صاحب القبر المنقّش سطحه * و لعلّه من تحته مغلول ما ينفعنه أن يكون منقّشا * و عليه من حلق العذاب كبول لا تغترر بنعيمهم و بملكهم * الملك يفنى و النّعيم يزول
تنقيش : نقش كردن . و سطح : بام . و غلّ : دست با گردن بستن . و كبل : بند . مىفرمايد : چون بردارى تا گورها جنازه‌اى را ، پس بدان كه تو بعد از آن برداشته خواهى شد . اى خداوند آن گور كه نقش كرده شده است بام « 1 » او ، و شايد كه او از زير آن بسته شده است دست او با گردن . سود نكند او را كه باشد گور نقش كرده شده ، و حال آنكه باشد برو از حلقه‌هاى عذاب بندها . فريفته مشو به ناز و آسايش ايشان و به پادشاهى ايشان . پادشاهى فانى مىشود و ناز و آسايش زائل مىشود . س :
جمعى كه ز جهل خود مشوّش باشند * خواهند كه در گور منقّش باشند از نقش كه بر گور نگارند چه سود * بايد كه بنقش خويشتن خوش باشند

خطاب به جابر بن عبد اللّه انصارى و ارشاد بكرم و شكر بارى

ما أحسن الدّنيا و إقبالها * إذا أطاع اللّه من نالها من لم يواس النّاس من فضله * عرّض للإدبار إقبالها فاحذر زوال الفضل يا جابر * و أعط من دنياك من سالها فإنّ ذا العرش جزيل العطا * يضعف بالحبّة أمثالها
آسيته بمالى مؤاساة : أى جعلته أسوتى فيه ، و الأسوة : القدوة ، و واسيته : لغة ضعيفة فيه .
هامش
( 1 ) .B: نام .