حرف القاف
ترغيب نفس بتوكّل و تفويض امر به خالق جزو و كلّ
أغن عن المخلوق بالخالق * تغن عن الكاذب بالصّادق
و استرزق الرّحمن من فضله * فليس غير اللّه بالرّازق
من ظنّ أنّ الرّزق فى كفّه * فليس بالرّحمن بالواثق
أو قال أنّ النّاس يغنوننى * زلّت به النّعلان من حالق
استرزاق : طلب روزى كردن . و الحالق ( بالحاء المهملة ) : الجبل المرتفع .
مىفرمايد : بىنياز شو از آفريده به آفريدگار تا بىنياز شوى از دروغگو به راستگو . و طلب روزى كن بخشاينده را از احسان او ؛ چه نيست غير خدا روزىدهنده . هركه گمان برد كه روزى در پنجهء غير خداست ، پس نيست به بخشاينده استوار ؛ يا گويد : به درستى كه