كسى لطف كردن . و دسّ : پنهان فرستادن . و إعوال : گريستن به آواز . و ذرفت عينه : إذا سال منه « 1 » الدّمع ( من الرّابع « 2 » ) . و جزاى إن « 3 » محذوف ، أى لانتقمنا منكم ، مثل
وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ
« 4 » ، أى لرأيت أمرا شنيعا . و غداة مبنى بر فتح .
مىفرمايد : پس اگر افكنده شويد « 5 » در زير شمشيرهاى ما ، چون افكندن كعب ابى الأشرف ، بامدادى كه ديد خدا « 6 » بيراهى او را ، و روى گردانيد « 7 » چون شتر نر « 8 » گردنده از راه راست . پس فروفرستاد خدا جبرئيل را در كشتن او بوحى به بندهء « 9 » او ، لطف كرده شده . پس پنهان فرستاد رسول خدا فرستادهاى را « 10 » براى او به شمشير خداوند تيزناى تنك كرده . پس شب گذاشت چشمها براى او گريهكننده كه هرگاه كه « 11 » داده مىشد خبر مرگ كعب مران چشمها را ، اشك مىريختند . س :
اعدا كه ز قهر ما بهم يار شدند * ناگاه بدست ما گرفتار شدند
جمعى كه به قصد ما كمر مىبستند * ديديم كه از غيب نگونسار شدند
حكايت
كعب بن اشرف هجو پيغمبر و اصحاب او گفته بود و نام زنان ايشان برده و بر اهل بدر زارى نموده و پيغمبر « 12 » ازين صورت بسى متضرّر شده بود . روزى فرمود : « كيست كه كعب بن اشرف را بقتل آورد كه اذيّت به خدا و رسول او رسانيده . » محمّد بن مسلمه برخاست و گفت : « يا رسول اللّه ، ترا ارادت هست كه او را قتل كنند ؟ » فرمود : « آرى . » گفت : « مرا رخصت فرماى « 13 » كه پيش او هرچه خواهم بگويم . » و او را رخصت داد . پس محمّد بن مسلمه پيش كعب رفت و گفت : « اين شخص از ما طلب صدقه كرده و ما را برنج آورده و از تو قرضى مىطلبيم « 14 » . » گفت : « بحقّ خدا كه شما ازو ملول گرديد . » او گفت : « ما
هامش
( 1 ) .E: منها .
( 2 ) .C: از رابع .
( 3 ) .A: آن .
( 4 ) . السّجدة : 12 .
( 5 ) .ADE: شوند .
( 6 ) .CG: - خدا .
( 7 ) .C: روى كردانيدن ،E: رو كردانيدن .
( 8 ) .CE: بر .
( 9 ) .C: بيننده .
( 10 ) .C: - را .
( 11 ) .BC: - كه .
( 12 ) .E: + ص .
( 13 ) .G: فرما .
( 14 ) .C: مىطلبم .