تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣

تنبيه بر آنكه دفع دشمن در وقت ظفر علامت بخت سعيدست و اعتماد بر جانب او از صوب صواب بعيدست

و داو عدوّا داءه لا تداره * فإنّ مداراة العدى ليس ينفع فإنّك لو داريت عامين عقربا * إذا أمكنت يوما من الدّهر تلسع
عام : سال ، و تثنيهء او از براى تكثير . و عقرب مؤنّث سماعى . و فلان لا يمكنه النّهوض : أى لا يقدر عليه . و لسع : گزيدن ( از ثالث ) . مىفرمايد : دوا كن دشمن را درد او ، نرم‌خوئى مكن با او ؛ چه به درستى كه نرم‌خوئى كردن با دشمنان نيست كه سود دهد . چه به درستى كه تو « 1 » اگر نرم‌خوئى كنى چند سال با كژدمى ، چون توانا شود روزى از روزگار ، بگزد . س :
امروز كه بر دشمن خوددارى دست * بايد كه سرش به زير پا « 2 » سازى پست هرچند كه تربيت كنى كژدم را * آخر بگزد ترا بهر وجه كه هست

نهى از جزع در نوايب و امر بصبر در مصائب

لا تجزعنّ إذا نابتك نائبة * و اصبر ففى الصّبر عند الضّيق متّسع إنّ « 3 » الكريم إذا نابته نائبة * لم يبد منه على علّاته الهلع
ناب : أى أصاب . و اتّساع : فراخ شدن . و قولهم على علّاته ( بكسر العين و تشديد اللّام ) : أى على كلّ حال . و الهلع : أفحش الجزع . مىفرمايد : بىصبرى مكن ، چون برسد ترا حادثه‌اى ، و صبر كن ؛ كه در صبر نزد تنگ « 4 » شدن جاى فراخ شدن است . به درستى كه كريم ، چون رسد او را حادثه‌اى ، پيدا نشود بر همه حالهاى او بىصبرى . س :
هرچند كه از قضا بلا مىآيد * وز قوس فلك تير جفا مىآيد در كنج رضا نشسته و منتظرم * تا بار دگر چه از خدا مىآيد
هامش
( 1 ) .E: - تو . ( 2 ) .E: پاى . ( 3 ) .G: اذ . ( 4 ) .E: نزديك .