مىفرمايد : از آزمودن بر بلا نشانى است كه ديده نمىشود مر ترا از هوا و هوس خود بازايستادنى . و بس است ترا از تغيّر حادثهها آنكه شأن آنست كه كهنه مىشود نو و درو كرده مىشود كشته . س :
تا چند به انديشهء باطل باشى * وز ياد خدا هميشه غافل باشى
يك لحظه ز فكر مرگ بيرون نروى * گر بخت شود رهبر و عاقل باشى
ترغيب بجوع كه اهل دل را ضرورتست و تنفير از گناهان صغيره كه واسطهء كدورتست
تجوّع فإنّ الجوع من عمل التّقى * و إنّ طويل الجوع يوما سيشبع
و جانب صغار الذّنب لا تركبنّها * فإنّ صغار الذّنب يوما سيجمع
تجوّع : خويشتن را گرسنه داشتن . و شبع : سير شدن ( از رابع ) . و مجانبة : از چيزى به يكسو شدن . و صغار : جمع صغيرة . و ركوب الذّنب : إتيانه .
مىفرمايد : گرسنه دار خود را ؛ چه به درستى كه گرسنگى از عمل تقوى است ؛ و به درستى كه درازگرسنگى روزى زود سير شود . و به يكسو شو از صغيرههاى گناه ، مرتكب مشو آن را ؛ چه به درستى كه صغيرههاى گناه روزى زود « 1 » جمع كرده شود . س :
تا چند اسير آب و گل خواهى بود * وز آتش معده خستهدل خواهى بود
سهل است گناه خرده امروز ولى * فردا كه شود جمع خجل خواهى بود
اعتراف به كثرت گناه و اعتماد بر فضل إله
ذنوبى إن فكّرت فيها كثيرة * و رحمة ربّى من ذنوبى أوسع
فما طمعى فى صالح قد عملته * و لكنّنى فى رحمة اللّه أطمع
فإن يك غفران فذاك برحمة * و إن تكن الأخرى فما كنت أصنع
مليكى و معبودى و ربّى و حافظى * و إنّى له عبد أقرّ و أخضع
هامش
( 1 ) .G: - زود .