و من إذا عاين أمرا قطعك * شتّت فيه شمله لينفعك
صدق : بمعنى صادق . و تشتيت : پراكنده كردن .
مىفرمايد : به درستى كه برادر تو راست آنكس است كه سعى مىكند با تو ، و آنكس كه گزند مىرساند نفس خود را ، تا سود كند ترا . و آنكس كه چون بيند كارى را كه برد ترا ، پراكنده كند دران جمعيّت خود را ، تا جمع كند ترا . س :
گر دم زدهاى ز مهر ياران عزيز * بايد كه كنى فداى ايشان همه چيز
هرچند كه جان عزيز باشد اى دل * چون يار طلب كند فدا كن آن نيز
هدايت بلوازم و مراسم « 1 » احسان كه اشرف اخلاق است در انسان
الفضل من كرم الطّبيعه * و المنّ مفسدة الصّنيعه
و الخير أمنع جانبا * من قلّة الجبل المنيعه
و الشّرّ أسرع جرية * من جرية الماء السّريعه
الفضل : عطيّة لا تلزم من يعطى . « 2 » و طبيعة : سرشت . و المفسدة : ما يدعو صاحبه إلى الفساد . و فلان ذو منعة ( بالفتح ) : أى عزيز ممتنع على من يرومه . و قلّة : سر كوه . و جبل :
كوه .
مىفرمايد : احسان از بزرگوارى سرشت است ، و منّت نهادن تباه كردن نيكوئى است .
و نيكى سرباززنندهتر است باعتبار جانب از سر كوه سرباززننده . و بدى شتابندهتر است به روانى از روانى آب شتابنده . س :
اى كرده ز روى معرفت كشف غطا * وز ابر كفت ريخته باران عطا
منّت به كسى منه كه ارباب صفا * گويند كه منّت است آئين خطا
ترك التّعاهد للصّديق * يكون داعية القطيعه
هامش
( 1 ) .A: بمراسم و لوازم .
( 2 ) . مفردات : 639 .