خدا و در پرده . مقيم شد سه شب ، پس مهاركرده شد شتران مادهء جوان ، شترانى كه مىبريدند « 1 » سنگريزه را ، هركجا كه « 2 » مىبريدند . خواستم به آن يارى كردن خدا به بريده شدن از دنيا ، و در دل دارم اين معنى را تا بالين نهاده شوم در گور خود . س :
چون خم ز شراب شوق او مىجوشم * وز جام فنا مى بقا مىنوشم
جانم سپر بلاست در راه خدا * تا هست رگى در تن من مىكوشم
حكايت « 3 »
عبد اللّه بن ابى بكر مردى « 4 » جلد بود و چون شب تاريك مىشد ، بغار نزد پيغمبر و پدر خود « 5 » مىرفت و اخبار قريش به ايشان مىگفت و پيش از صبح بازمىگرديد و چنان مىنمود كه شب در مكّه بوده . و عامر بن فهيره ، آزادكردهء ابو بكر ، گوسفندان مىچرانيد و شبها براى پيغمبر و ابو بكر شير مىبرد و مىآشاميدند . و جفتى كبوتر بر در غار بيضه نهادند و عنكبوت بر گرد آن خانه بافت و دشمنان كه حضرت رسالت را مىجستند بحوالى غار آمدند و چون بيضهء كبوتر و خانهء عنكبوت ديدند ، بازگشتند . و احترام كبوتر در حرم و نهى از قتل عنكبوت بسبب اينست « 6 » .
خطاب به اسامة بن زيد اعور و قتل او در احد بتوفيق خداى اكبر
لست أرى ما بيننا حاكما * إلّا الّذى فى الكفّ بتّار
و صارما أبيض مثل المها * يبرق فى الرّاحة ضرّار
معى حسام قاطع باتر * يسطع من تضاربه النّار
إنّا أناس ديننا صادق * إنّا على الحرب لصبّار
بتّار : از بتر بتقديم باء موحّده بمعنى بريدن ، يا بتقديم تاء مثنّاة بمعنى هلاك كردن . و
هامش
( 1 ) .E: مىپريدند .
( 2 ) .E: - كه .
( 3 ) .CEG: - حكايت .
( 4 ) .C: مرد .
( 5 ) .CG: - خود .
( 6 ) .B: - بسبب اينست .