بيان آنكه موت بتقدير خداست و گريختن ازو « 1 » محض خطاست
أىّ يومى من الموت أفرّ * يوم ما قدّر أو يوم قدر
يوم ما قدّر لم أخش الرّدى * و إذا قدّر لم يغن الحذر
حذر ( بكسر ذال ) : صفت مشبّهه . و أىّ يومى مفعول فيه أفرّ . و يوم مبنى بر فتح مضاف بجمله .
مىفرمايد : در كدام دو روز خود از مرگ بگريزم ، روزى كه تقدير نشده يا روزى كه تقدير شده ؟ روزى كه تقدير نشده « 2 » ، نترسم از هلاك ؛ و چون تقدير شده باشد ، بازندارد پرهيزكننده مرگ را . س :
روزى كه قضا نيست نخواهى « 3 » مردن * ور هست قضا كجا توان جان بردن
از مرگ تهى مساز پهلو كه به آن * سرمنزل خود توان بدست آوردن
تمهيد عذر از قبل اهل تقصير و بناى آن بر قواعد قضا و تقدير
و ما آثر التّقصير إلّا مقصّر * رأى نفسه حلّت محلّ المقصّر
و كلّ امرئ يأتى بما هو أهله * فأهل لمعروف و أهل لمنكر
أهل : سزاوار ، قال اللّه تعالى :
أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
« 4 » . و منكر : بدى .
مىفرمايد : برنگزيند سستى كردن را ، مگر سستىكنندهاى كه بيند نفس خود را كه فروآمده « 5 » است در محلّ سستىكننده . و هر مردى مىآورد آنچه او « 6 » سزاوار آنست ، پس بعضى سزاوارند مر نيكوئى را و بعضى سزاوارند مر بدى را . س :
هركس كه سرشته شد به چيزى گِل او * سر برزند آن چيز مدام از دل او
نيكى و بدى ما بتقدير خدا * هستند دليل قدرت شامل او
هامش
( 1 ) .C: او او .
( 2 ) .E: روزى كه تقدير شده يا روزى كه تقدير نشده .
( 3 ) .C: نخواهد .
( 4 ) . المدّثّر : 56 .
( 5 ) .E: فرود آمده .
( 6 ) .E: - او .