تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦

تنبيه بر فناى دنيا كه بهشت غافلانست و منع دشمنان از شماتت كه خوى جاهلانست

جميع فوائد الدّنيا غرور * و لا يبقى لمسرور سرور فقل للشّامتين بنا أفيقوا * فإنّ نوائب الدّنيا تدور
إفاقة : به هوش آمدن . مىفرمايد : همهء فايده‌هاى دنيا فريب است ، و باقى نمىماند مر شادمانى را شادى . پس بگو مر دشمنان را كه شادىكننده‌اند بما : به هوش آئيد ، چه به درستى كه حادثه‌هاى دنيا گرد مىگردند . س :
گردون كه شود چو آسيائى « 1 » ظاهر * پيوسته به خون خلق باشد داير گر خصم تو شد كشته ازو شاد مشو * كين دور ترا هم بكشد در آخر

نكوهش دنيا كه هم اقبال او مذموم است و هم ادبار او مشئوم

ما هذه الدّنيا لطالبها * إلّا عناء و هو لا يدرى إن أقبلت شغلت ديانته * إن أدبرت شغلته بالفقر
شغل : مشغول كردن ( از ثالث ) . و ديانة : دين‌دار شدن . مىفرمايد : نيست اين دنيا مر « 2 » جويندهء خود را ، مگر رنجى ، و او نمىداند . اگر رو آرد « 3 » ، مشغول كند دين‌دارى او را ؛ و اگر پشت بركند ، مشغول كند او را به درويشى . س :
اى گشته بجان طالب دنياى دنى * تا كى شب و روز جان به « 4 » بيهوده كنى دنيا چون رود تمام فقرست و نياز * وان دم كه كند رو به تو عُجب است و منى
هامش
( 1 ) .C: اسياى . ( 2 ) .E: - مر . ( 3 ) .E: آورد . ( 4 ) .B: - به .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 476 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين