بيان آنكه سعادت و شقاوت مردم بتقدير خداست و بنياد كارخانهء آفرينش بر امر قضاست
للنّاس حرص على الدّنيا بتبذير * وصفوها لك ممزوج بتكدير
كم من ملحّ عليها لا تساعده * و عاجز نال دنياه بتقصير
تبذير : اسراف كردن بمال « 1 » در نفقه . و تكدير : تيره گردانيدن . و إلحاح : سختى كردن در سؤال .
مىفرمايد : مر مردم راست حرصى بر دنيا به اسراف در نفقه ، و صفاى آن مر ترا آميخته است به « 2 » تيره گردانيدن . بسيار سختىكننده در سؤال بر دنيا « 3 » ، يارى « 4 » نكرد دنيا او را ، و بسيار عاجزى يافت دنياى خود به سستى كردن . س :
خواهند جماعتى بزرگى و شرف * وز « 5 » گنج امل هيچ نيارند « 6 » به كف
ناگاه شكستهاى كه باشد به طرف * از غيب محلّ فيض گردد چو صدف
لم يرزقوا بعقل « 7 » حين ما رزقوا * لكنّهم رزقوا بالمقادير
لو كان عن قوّة أو عن مغالبة * طار البزاة بأرزاق العصافير
رزق : روزى دادن . و بازى : باز « 8 » ، و بزاة : جمع او . و عصفور : گنجشك .
مىفرمايد : روزى داده نشدند ايشان دنيا بخرد ، آن هنگام كه روزى داده شدند ، ليكن ايشان روزى داده شدند دنيا به اندازهها . اگر بودى روزى از نيرو « 9 » يا غلبه جستن ، بپريدندى « 10 » بازان به روزيهاى گنجشكان . س :
روزى كه در فيض الهى شد « 11 » باز * در علم خدا رزق كسان شد ممتاز
گر روزى ما به قدر قدرت « 12 » بودى * روزى كبوتر حرم خوردى باز
هامش
( 1 ) .E: مال .
( 2 ) .D: بر .
( 3 ) .G: - بر دنيا .
( 4 ) .B: بر دينارى .
( 5 ) .E: ور .
( 6 ) .BE: نه آرند .
( 7 ) .E: - بعقل .
( 8 ) .E: با .
( 9 ) .E: يزد .
( 10 ) .E: پريدندى .
( 11 ) .G: شده .
( 12 ) .C: قوّة .