شانزده گفتهاند . و ثعلبى در تفسير
السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ
« 1 » گفته : « قد اتّفقت العلماء على أنّ « 2 » أوّل من آمن بعد خديجة من الذّكور برسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، علىّ بن أبى طالب و هو قول ابن عبّاس و جابر بن عبد اللّه الأنصارىّ و زيد بن أرقم و محمّد بن المنكدر « 3 » و ربيعة و أبى الجارود . » و ترمذى از ابن عبّاس روايت كند : « أوّل من صلّى علىّ . » و از انس روايت كند : « بعث رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، يوم الاثنين و صلّى علىّ يوم الثّلاثاء . »
و امام احمد بن حنبل از عفيف كندى روايت كند كه من به تجارت به مكّه رفتم و در بازار منى با عبّاس معامله داشتم . ديدم كه مردى از خيمه بيرون آمد و احتياط آفتاب كرد و به نماز مشغول شد و از عقب او زنى و پسرى كه نزديك ببلوغ بود بيرون آمدند و اقتدا به او كردند . من با عبّاس گفتم : « اين كيست ؟ » گفت : « اين محمّد پسر عبد اللّه است ، برادرزادهء من ، و اين زن « 4 » خديجه است و اين پسر على پسر ابو طالب « 5 » است . » گفتم : « چه كار مىكند ؟ » گفت : « نماز مىگزارد و دعوى پيغمبرى مىكند و تابع او نيست غير زن او و پسرعمّ او . » و بيت اوّل موافق اين رواياتست .
و امام على بن احمد واحدى از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كند كه مرتضى اين ابيات مىخواند و پيغمبر مىشنيد ، پس « 6 » تبسّم فرمود و گفت : « صدقت ، يا علىّ . »
و گويند يهوديئى « 7 » دعوى شرعى با مرتضى داشت و او را در كوفه نزد شريح قاضى برد و « 8 » چون بمجلس فرمود ، پهلوى شريح بنشست و گفت : « اگر خصم من مسلمان بودى ، پهلوى او بنشستمى . » و اين ابيات بخواند .
هامش
( 1 ) . التّوبة : 100 .
( 2 ) .C: - انّ .
( 3 ) .C: المنكدره ،G: منكدر .
( 4 ) .G: وانزن .
( 5 ) .E: على بن ابى طالب .
( 6 ) .E: - پس .
( 7 ) .ACE: يهودى .
( 8 ) .E: - و .