تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
الوجد : الحزن . و وحد و حدة : تنها شدن . و شبر : بدست . و غاية : پايان . و وحدى حال ، أى منفردا ، يا مفعول مطلق « أحد » مقدّر . مىفرمايد : رفتند آنها كه بود بريشان اندوه من ، و ماندم بعد از جدائى ايشان تنها . هركه باشد ميان تو و ميان او در خاك دو بدست ، پس او به پايان دوريست . س :
رفتند رفيقان و منم وامانده * در گوشهء فقر و فاقه تنها مانده چون لاله به يادگار ياران قديم * صد داغ مرا در دل شيدا مانده لو كشفت للخلق أطباق الثّرى * لم يعرف المولى من العبد من كان لا يطأ التّراب برجله * يطأ التّراب بناعم الخدّ
وطء : به‌پاى سپردن ( از ثالث ) . و ناعم : نازك و نرم . و خدّ : رخسار . مىفرمايد : اگر كشف كرده شود مر خلق را طبقات خاك ، شناخته نشود خواجه از بنده . هركه باشد كه نسپرد خاك را به‌پاىخود ، بسپرد خاك را به رخسار نازك . س :
شخصى كه ز كبر پا بر افلاك نهاد * ديديم كه مرد و « 1 » چهره بر خاك نهاد روزى كه قضا آتش هستى افروخت * داغى ز فنا « 2 » بر دل غمناك نهاد

تنبيه بر فناى عالم و زوال بنىآدم

إنّ الّذين بنوا فطال بناؤهم * و استمتعوا بالأهل و الأولاد جرت الرّياح على محلّ ديارهم * فكأنّهم كانوا على ميعاد
استمتاع : برخوردارى گرفتن به چيزى . و ميعاد : وعده‌گاه . مىفرمايد : به درستى كه آنها كه بنا كردند ، پس دراز شد بناى ايشان و برخوردارى گرفتند باهل و فرزندان ، جارى شد بادها بر جاى « 3 » سرايهاى ايشان ، پس گويا كه ايشان بودند بر وعده‌گاهى . س :
هامش
( 1 ) .E: هر دو . ( 2 ) .E: قفا . ( 3 ) .G: جايهاى .