تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
به پايان خود ، هيچ چاره نيست مر « 1 » كشته را از درو كردن . س :
انديشهء مرگ خوابم از ديده ربود * هر فكر كه مىكنم نمىدارد سود از روى مَثَل كِشتهء دهريم همه * شكّ نيست كه كِشته را درو خواهد بود

تمنّى معاودت « 2 » شباب سعادت‌قباب

بكيت على شباب قد تولّى * فيا ليت الشّباب لنا يعود فلو كان الشّباب يباع بيعا * لأعطيت المبايع ما يريد و لكنّ الشّباب إذا تولّى * على شرف فمطلبه بعيد
مبايعة : با كسى بيع كردن . و شرفة ( بضمّ ) : كنگره . و مطلب : مصدر ميمى . مىفرمايد : گريستم بر جوانى كه به حقيقت برگشت ، پس اى كاج كه « 3 » جوانى براى ما بازمىگشت ! پس اگر بودى جوانى كه فروخته شدى فروختنى ، هرآينه دادمى فروشنده را آنچه خواستى . و ليكن جوانى چون برگشت بر كنگره‌ها ، پس جستن آن دورست . س :
افسوس كه رفت عمر و ايّام شباب * اى كاج كه زندگى نمىكرد شتاب هر پير كه ايّام جوانى طلبد * طفلان همه دانند كه آن نيست صواب

تعيير جمعى كه آرزوى مرگ آن حضرت داشته‌اند و هستى موهوم خود را ابدى پنداشته‌اند

تمنّى رجال أن أموت و إن أمت * فتلك سبيل لست فيها بأوحد و ليس الّذى يبغى خلافى يضرّنى * و لا موت من مات قبلى بمخلدى و إنّى و من قد مات قبلى لكالّذى * يزور خليلا أو يروح و يغتدى « 4 »
السّبيل يذكّر و يؤنّث . و أوحد : يگانه . و ضرر و مضرّة : گزند كردن ( از اوّل ) . و إخلاد : جاودانه كردن .
هامش
( 1 ) .CG: - مر . ( 2 ) .C: - معاودت . ( 3 ) .C: - كه . ( 4 ) .C: يفتدى .