ترجيح خاموشى و كم گفتن بر گوهر معنى بالماس سخن سفتن
إنّ القليل من الكلام بأهله * حسن و إنّ كثيره ممقوت
ما زلّ ذو صمت و ما من مكثر * إلّا يزلّ و ما يعاب صموت
إن كان ينطق ناطق من فضّة * فالصّمت درّ زانه ياقوت
مقت : دشمن داشتن . و نطق : سخن گفتن ( از ثانى ) . و درّ : مرواريد بزرگ ؛ و درّ آراسته بياقوت اشارت بدندان و لب در حال بستن دهان . و در بعضى نسخ بجاى زلّ « ذلّ » .
مىفرمايد : به درستى كه اندك از سخن باهل « 1 » آن خوبست ، و به درستى كه بسيار از سخن دشمن داشته است . نلغزد « 2 » صاحب خاموشى و نيست هيچ بسيارگو « 3 » مگر كه بلغزد و نكوهش كرده نشود هيچ خاموشى . اگر باشد كه سخن گويد سخنگويندهاى از سيم ، پس خاموشى مرواريديست كه آراسته است او را ياقوت . س :
راز دل خويشتن اگر پوشى به * وز گفتن بىفايده خاموشى به
هرچند سخنهاى تو چون درّ باشد * گر جوهر فضل خويش نفروشى به
تفضيل مردهاى كه اثر فضل او موجودست بر زندهاى كه نفع او مفقودست
قد مات قوم و ما ماتت مكارمهم * و عاش قوم و هم فينا كأموات
مكارم : جمع مكرمة . و أموات : جمع ميت .
مىفرمايد : به حقيقت مردند قومى و نمرد بزرگواريهاى ايشان ، و زيستند قومى و ايشان در ميان ما چون مردگانند . س :
هر مرده كه گوى نيكنامى برده * از لوح حيات نام خود نسترده
هر زنده كه نفع او به مردم نرسد * در مذهب اهل فقر باشد مرده
هامش
( 1 ) .E: با اهل .
( 2 ) .CG: نلغزيد .
( 3 ) .CG: بسيارگوى .