آب و يك روز نه . س :
اى خصم كه نيست در تو يك شمّه ز درك * خواهم به تو دادن اين زمان شربت مرگ
ور طبع تو پيوسته نخواهد « 1 » آن را * غم نيست كه گاهگاه هم باشد ترك
حكايت « 2 »
بخارى و مسلم ، رضى اللّه عنهما ، « 3 » گويند : ابو ذرّ سوگند خورد كه
هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ
« 4 » در شأن عبيدة بن حارث و حمزه و على نازل شد كه مبارزت كردند در روز بدر با عتبه و شيبه ، پسران ربيعه ، و وليد ، پسر عتبه . « 5 » و حافظ اسماعيل گويد : چون ايشان بميدان آمدند ، سه جوان از انصار پيش رفتند ، عوف و معوّذ ، پسران حارث ، و عبد اللّه ، پسر رواحه . عتبه گفت : « اى محمّد ، همسران ما را بفرست . » پس عبيدة بن حارث « 6 » بن مطّلب و حمزه و على برفتند و عبيده با عتبه حرب كرد و حمزه با شيبه ، و على با وليد ، و حمزه و على در حال شيبه و وليد را بكشتند و عبيده و عتبه يكدگر را مجروح ساختند و على و حمزه بمدد عبيده رفتند و عتبه را بكشتند و عبيده را نزد پيغمبر آوردند و « 7 » به آن « 8 » جراحت شهادت يافت .
رجز ابى سعيد بن ابى طلحه كه از بخت آشفته در مبارزت روز احد گفته
قد قدمت براية أربابها * تحفل فيها دونها أصحابها
و لست من أهوالها أهابها * و الصّيد من أرجائها شهابها
يأتيه من قسيّها نشّابها
هامش
( 1 ) .CG: بخواهد .
( 2 ) .E: - حكايت .
( 3 ) .CG: - رضى . . .
( 4 ) . الحجّ : 19 .
( 5 ) . بخارى : 3670 ، 3672 ، 3673 ، 3674 ؛ مسلم : 5362 .
( 6 ) .B: حرب .
( 7 ) .E: - و .
( 8 ) .B: به اين .