الْأَدْبارَ
« 1 » . و ثلاثا مفعول مطلق طلّق . و من أتاها مفعول به لا تبالى .
مىفرمايد : بده عروس دنيا را سه طلاق و بجو جفتى غير او . به درستى كه او جفتى است كه سبب اندوه است ، باك ندارد از كسى كه آيد به او . و چون يافت آرزوهاى خود را ازو « 2 » ، گريخت از آن كس . س :
اى دل ز سر عروس دنيا بگذر * كين پيرزنيست با هزاران شوهر
آن دم كه شود مراد طبعش حاصل * در حال كند جلوه بشخصى ديگر
اشارت به ندامت اخروى در محبّت اسباب دنيوى
يا عاشق الدّنيا لغيرك وجهها * و لتندمنّ إذا أرتك قفاها
ندم و ندامة : پشيمان شدن ( از رابع ) . و إراءة : چيزى به كسى نمودن ؛ و أرت در اصل « أراءت » « 3 » . و لتندمنّ جواب قسم محذوف كه مصحّح نون تأكيدست .
مىفرمايد : اى عاشق دنيا ، به غير تست روى او ، و بحقّ خدا « 4 » كه هرآينه پشيمان خواهى شد « 5 » ، چون بگريزد از تو . س :
تا چند اسير نفس و « 6 » شيطان باشى * افتاده به دام فسق و عصيان باشى
ترسم كه چو پرده از ميان بردارند * خوار و خجل و زار و پشيمان باشى
امر باجتناب ازين جهان خراب
تحرّز من الدّنيا فإنّ فناءها * محلّ فناء لا محلّ بقاء
فصفوتها ممزوجة بكدورة * و راحتها مقرونة بعناء
تحرّز : پرهيز كردن . و فناء ( بكسر ) : پيش در سراى . و حلّ بالمكان حلّا و حلولا و محلّا :
هامش
( 1 ) . آل عمران : 111 . - - مفردات : 887 .
( 2 ) .BC: - ازو .
( 3 ) .A: ارات .
( 4 ) .CG: خداى .
( 5 ) .B: شدن .
( 6 ) .E: - و .