استحقاقا للسّخطة « 1 » » چه مستحقّ سخط ابليس است و معطى نظرت حقّتعالى .
مىفرمايد : بسيار سعىكننده جمع مىكند « 2 » مال را جمع كردنى به سختى ، تا ميراث گذارد « 3 » آن را به دشمنان خود از بدبختى . س :
اى صاحب راى كامل و بختبلند * سعى تو براى مال دنيا تا چند
فردا كه رود جان تو از تن بيرون * اعدا همه آن مال به عشرت بخورند
و ما سيّان ذو خبر بصير * و آخر جاهل « 4 » ليسا سواء
سىّ : مانند . و الخبر ( بالضّمّ ) : العلم بالشّىء . « 5 » و بصر : بينائى چشم و دانش « 6 » ؛ و بصير :
بينا « 7 » . و ما : مشبّهة بليس « 8 » و عمل او بتقدّم خبر باطل . و ليسا سواء تأكيد جملهء اولى .
مىفرمايد : نيست مانند هم صاحب علم بينا كه بهره از مال خود دارد و ديگرى جاهل كه آن را به ميراثخوار گذارد ، نيستند اين دو يكسان . س :
هر تيرهدلى كه مظهر احسان نيست * در مذهب اهل معرفت انسان نيست
زنهار بعلم كوش و خود را درياب * چون دانش و جهل در جهان يكسان نيست
و من يستعتب الحدثان يوما * يكن ذاك العتاب له عناء
استعتاب : آشتى خواستن و خشنودى خود جستن . و الحدثان : الحادثة . و عتاب : گله كردن ،
إذا ذهب العتاب فليس ودّ * و يبقى الودّ ما بقى العتاب
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : خطبهء 1 .
( 2 ) .D: مىكنند .
( 3 ) .CD: تا بازگزارد ،G: تا ميراث بازگذارد .
( 4 ) .C: جاهلا .
( 5 ) . مفردات : 273 .
( 6 ) .CDG: - و بصر . . .
( 7 ) .B: دانا .
( 8 ) .CG: - بليس .