دلوها ؛ تا آيد آن دلو ترا روزى پر از آب صافى ، و آيد ترا « 1 » روزى با گلى « 2 » سياه و اندك آبى غير وافى . س :
اى دل همه روز گفتوگوئى مىكن * وز چشمهء فقر شستوشوئى مىكن
هرچند كه سعى ما ندارد اثرى * از پا منشين و جستوجوئى مىكن
نكته
در فاتحهء ثانيه گذشت كه وجود جميع اشيا « 3 » بقدرت حقّ است ، ليكن سنّة اللّه به آن « 4 » جارى شده كه بعضى اشيا را بعد از طلب ما خلق مىفرمايد ؛ پس دست از طلب كشيدن علامت شقاوتست ، بنابراين عارف كامل نه ترك طلب كند و نه وجود اشيا را نتيجه طلب داند . س :
آن مه كه كند توبه شكستن انگيز * چون ديد مرا كه كردم از مى پرهيز
آورد پيالهاى پر از باده و گفت * گر مرد رهى بگير و كج دار و مريز
منع مبالغت « 5 » در جمع مال و « 6 » شكايت از دهر پريشانحال
و كم ساع ليثرى لم ينله * و آخر ما سعى لحق الثّراء
قال الجوهرىّ : « سعى الرّجل سعيا : أى عدا ، و كذلك إذا عمل و كسب » « 7 » ( من الثّالث ) ، و قال الرّاغب : « السّعى : المشى السّريع و هو دون العدو ، و يستعمل للجدّ فى الأمر ، خيرا كان أو شرّا » « 8 » . و أثرى الرّجل : إذا كثرت أمواله . « 9 » و نيل : يافتن ( از رابع ) . و آخر : در اصل افعل تفضيل « 10 » به شهادت صرف او ، بمعنى أشدّ تأخّرا ، پس منقول شده بمعنى غير ، و
هامش
( 1 ) .CG: - آيد ترا .
( 2 ) .C: پر از گل ،G: با گل .
( 3 ) .CG: - اشيا .
( 4 ) .CG: چنان .
( 5 ) .C: مبالغه .
( 6 ) .CG: + منع .
( 7 ) . صحاح : 2377 .
( 8 ) . مفردات : 411 .
( 9 ) . صحاح : 2292 .
( 10 ) .G: التفضيل .