پيمانهاى ايشان يكسانست . مىشكنند ايشان دل ترا ، پس جبر « 1 » نمىكنند آن را ، و دلهاى ايشان از وفا خالى است « 2 » . س :
اى دل مكن از عهد زنان هرگز ياد * باشد همه عهدهاى ايشان چون باد
در بزم وفا شيشهء دلها شكنند * از دست جفاى اين جماعت فرياد
نكته
حضرت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرموده : « زنان ناقصات عقل و دينند . » و گفته كه شهادت زن مثل نصف شهادت مردست و آن از نقصان عقل اوست ، و چون حايض شد « 3 » ، روزه نمىدارد و نماز نمىگزارد و آن از « 4 » نقصان دين اوست ، و به حكم
لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
« 5 » ميراث خواهر مثل نصف ميراث برادرست و حال آنكه زن بواسطهء عجز و ضعف « 6 » احقّ است بميراث از مرد « 7 » . و تحقيق مقام آنكه خواهر كابين لايق كه مثل ميراث اوست از شوهر مىستاند و برادر مهر لايق كه نصف « 8 » ميراث اوست بزن مىدهد ، پس در مآل حظّ خواهر ضعف حظّ برادر مىشود و اين عين « 9 » اعتدال است و اگر بجاى « 10 » حكم « 11 » مذكور عكس اين مىبود ، حظّ خواهر « 12 » ثمانيهء « 13 » امثال حظّ برادر مىشد « 14 » و بافراط بليغ مىانجاميد . و اگر گوئى بعضى « 15 » زنان اهل كمال بودهاند ، مثل مريم و فاطمه و ازواج نبى و رابعهء عدويّه ، و شيخ محيى الدّين در عقله مىگويد : « سئل بعض الأولياء عن عدد الأبدال ، فقال : أربعون نفسا ، قيل : لم لا تقول أربعون رجلا ؟ فقال « 16 » : قد يكون فيهم النّساء » ، گوئيم مراد آنست كه شأن زنان اتّصاف بصفات بدست و شأن مردان اتّصال به سعادت « 17 » ابد و تخلّف در هر دو بواسطهء عوارض واقع مىشود ؛ و نظير اين
هامش
( 1 ) .E: به .
( 2 ) .C: خالى از وفاست .
( 3 ) .E: شود .
( 4 ) .CEG: - از .
( 5 ) . النّساء : 11 .
( 6 ) .CG: ضعف و عجز .
( 7 ) .E: مردم .
( 8 ) .D: مثل .
( 9 ) .C: غير .
( 10 ) .G: به جايى .
( 11 ) .B: - حكم .
( 12 ) .C: بود خواهر ،EG: بودى خواهر .
( 13 ) .E: به مثابه .
( 14 ) .B: مىشود .
( 15 ) .D: بعض .
( 16 ) .D: يقال .
( 17 ) .E: بسعادات .