استعمال او در حرب و فقر بيشترست . و بقاء : هميشه بودن ( از رابع ) .
مىفرمايد : نيست دائم هرگز هيچ نعمتى ، همچنين سختى نيست مرو را استمرار وجود . س :
اين نالهء دلسوز نخواهد ماندن * وين ناوك دلدوز نخواهد ماندن
از لذّت ديروز اثر باقى نيست * وين تلخى امروز نخواهد ماندن
نكته
اگر گوئى « 1 » در حرف نون خواهد آمد كه لبيد بن ربيعه مىخواند :
ألا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل
و عثمان بن مظعون ، رضى اللّه عنه ، گفت : مصراع اوّل راست است و ثانى دروغ ، و نزاع « 2 » عظيم شد ميان ايشان ، و حال آنكه مصراع ثانى او عين مصراع اوّل اين بيت است ، گوئيم مراد حضرت امير نعيم دنيويست و مراد او « 3 » مطلق نعيم ؛ چه او دران وقت از مشركان بود .
و كلّ مودّة للّه تصفو * و لا يصفو من الفسق الإخاء
اصل اللّه « الإله » ، همزه را انداختند و حرف تعريف را عوض ساختند و در لام اصلى ادغام كردند ، و مشتقّ از « أله يأله إلاهة و ألوهة » ، أى عبد ، و ابن عبّاس ، رضى اللّه عنهما « 4 » ، خوانده :
وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ
« 5 » أى عبادتك ؛ و بعضى گفتهاند از « أله يأله ألها » ، إذا تحيّر ، چه ارباب كشف و اصحاب تفكّر در معرفت او غريق بحر تحيّرند ؛ يا از « أله » ، إذا فزع و لجأ ، چه آن حضرت پناه اهل فزع و ملجأ صاحب جزع است ؛ يا از « ألهت بالمكان » ، إذا أقمت به ، قال الشّاعر :
ألهت بدار ما تبيّن رسومها
چه حقّتعالى ثابت دائم و باقى قائم است ؛ يا از « أله الفصيل » ، إذا أولع « 6 » بأمّه ، چه ساير
هامش
( 1 ) .CG: اگر كسى گويد .
( 2 ) .C: نزاعى .
( 3 ) .B: از .
( 4 ) .CG: عنه .
( 5 ) . الأعراف : 127 .
( 6 ) .A: ولع .