تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اى گشته ز روى عقل و دانش فاضل * زنهار مكن مصاحبت با جاهل هركس كه ترا قرين جاهل بيند * گويد كه نبوده است اين كس عاقل

شكايت روزگار غدّار و حكايت دوستان بىاعتبار

تغيّرت المودّة و الإخاء * و قلّ الصّدق و انقطع الرّجاء
تغيّر به دو وجه اطلاق كنند ، اوّل تبدّل صورت ، تقول : تغيّرت دارى ، إذا به نيت على هيئة أخرى ، و ثانى تبدّل ذات ، تقول : تغيّر غلامى ، إذا بدل به آخر ، و مراد اينجا ثانيست . و چون مهر در دل افتد ، او را « هوا » گويند ، و چون ثابت شود ، « ودّ » و « و داد » و مودّة ، و چون خالص شود از تعلّقات اغيار ، « حبّ » و « محبّة » ، و چون بر دل پيچد ، مانند لبلاب « 1 » كه بر درخت مىپيچد « 2 » ، به مرتبه‌اى كه دل را از غير محبوب غايب سازد ، « عشق » . و قلّة : اندك شدن . و صدق : راست گفتن و راست كردن وعده . و انقطاع : بريده شدن . و رجاء : اميد داشتن . مىفرمايد : متغيّر شد دوستى و برادرى قومى كه ايشان را دوست و برادر مىپنداشتم . و كم شد راستى و بريده شد اميد از جمعى كه يارى ازيشان چشم مىداشتم « 3 » . س :
آن مهر و وفا كه در ميان بود نماند * وان صدق و صفا كه در جهان بود نماند از اهل زمان چو نااميدم شب و روز * ميلى كه مرا به اين و آن بود نماند

نكته

شايد كه مراد انقطاع اميد باشد از اصلاح خلايق و از هدايت ايشان بجانب خالق . و جمهور علماى عربيّت گويند « صدق » مطابقهء حكم است نفس امر را ، و جاحظ گويد مطابقهء « 4 » مذكوره است با اعتقاد مطابقه ، بدليل
أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ
« 5 » و نظّام
هامش
( 1 ) .G: لبلاپى . ( 2 ) .C: پيچد . ( 3 ) .EG: مىپنداشتيم . . . مىداشتيم . ( 4 ) .E: مطابق . ( 5 ) . سبأ : 8 .