انسان كه به صورت همه چون يكدگرند * بايد كه به عين مهر درهم نگرند
نام پدر و مادر صورى نبرند * كين قوم ز يك مادر و از يك پدرند
و إنّما أمّهات النّاس أوعية * مستودعات و للأحساب آباء
إنّما : متضمّن معنى ما و إلّا « 1 » ، أى ما أمّهات النّاس إلّا أوعية . و امام در تفسير كبير گويد :
« الوعاء ( بكسر الواو ) : كلّ ما إذا وضع فيه شىء « 2 » ، أحاط به ، و الأوعية : جمعه . » « 3 » و استيداع :
چيزى به وديعت به كسى سپردن ؛ و مستودع : اسم مكان . و الحسب : ما يعدّه الإنسان من مفاخر آبائه ، « 4 » و او مأخوذ از حسابست . و آباء : جمع أب . و چون آباء نكره است ، تقديم للأحساب برو مناسب است ، نه واجب ؛ چه ابن دهّان و محقّقان برانند كه تخصيص مبتداى نكره لازم نيست ، مثل « كوكب انقضّ السّاعة » .
مىفرمايد : نيستند مادران مردم ، مگر ظرفى چند كه محلّ سپردن وديعت نطفهاند ، تا بپرورند و بازسپارند ؛ و براى احسابند پدران كه فضائل و كمالات دارند . س :
در باب نسب اگر كنى عمر تلف * بارى به پدر كه باشدش فضل و شرف « 5 »
مادر چو صدف باشد و فرزند چو « 6 » دُرّ * هرگز نبود عزّت دُرّ بهر صدف
نكته
قضيّهء مشهورهء « الرّجل خير من المرأة » واسطهء شدّت انتساب فرزندست به پدر ، و اگرنه ، در فنّ طبّ مبيّن و مقرّرست كه تكوّن فرزند از امتزاج و اختلاط نطفهء پدر و نطفهء مادرست .
فإن يكن لهم من أصلهم شرف * يفاخرون به فالطّين و الماء
فاء عطف براى ترتيب ، و قال الشّيخ الرّضىّ : « قد تفيد فاء العطف فى الجمل كون
هامش
( 1 ) .E: الاست .
( 2 ) .E: + و .
( 3 ) . التفسير الكبير 18 : 185 .
( 4 ) . صحاح : 110 .
( 5 ) .B: نسب .
( 6 ) .C: چون .