تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
چه وجه تسميهء ناس ايناس است ، بمعنى ابصار ، و وجه تسميهء جنّ اجتنان ، بمعنى استتار ؛ و لازم نيست كه « من » در كريمهء مذكوره بيان « ناس » باشد ، و بر تقدير تسليم مىتواند بود كه « ناس » مخفّف « ناسى » باشد ، مانند
يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ
« 1 » و بعضى گفته‌اند وجه تسميهء ناس انس است و بعضى گفته‌اند نسيان است . و آدم و حوّاء اينجا از ناس مستثنى « 2 » ، چنانچه در آيت
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
« 3 » « اللّه » از « شىء » « 4 » . و من براى ابتداست ، و فرق ميان « من » و ابتدا آنست كه معنى « من » مرآت ملاحظهء غيرست و معنى ابتدا ملحوظ بالذّات ، بنابراين اوّل محكوم عليه و محكوم به نمىتواند بود و ثانى هر دو واقع مىشود ؛ نمىبينى كه وقت نظر در آئينه ، اگر آئينه « 5 » ملحوظ است بالذّات ، احكام مثل استدارت و صفا برو اجرا مىتوان كرد ، و اگر آئينه آلت ديدن چيزيست ، نمىتوان . و اصل جهة « وجه » ، هاء عوض واو شده ، مثل عظة و وعظ . و تمثال : پيكر . و كفو « 6 » : مانند ، و جمع او : أكفاء . و أب : پدر ، و اصل او أبو ( بفتح باء ) بدليل أبوان . و هم اينجا مشبع است ، براى محافظت وزن ، و مثل اين در كلام عرب بسيار « 7 » . و آدم : در عالم شهادت اوّل افراد انسان كه حضرت بارى سبحانه هيئت او در گل انشا فرمود ؛ و حوّاء : زنى « 8 » كه مصوّر ، تقدّس و تعالى ، صورت او در ضلع ايسر آدم احداث كرد . و در عالم غيب روح كلّى دو « 9 » جانب دارد ، يكى بحقّ باعتبار اطلاق و آن جنب ايمن اوست و يكى بخلق باعتبار تقيّد و آن جنب ايسر اوست و حوّاى او نفس كلّى كه از « 10 » مراتب تنزّل و تقيّد روح كلّى است ، پس به اين اعتبار توان گفت كه از جنب ايسر او مخلوق گشته . و چه مطابق اين صورتست آنچه صاحب مفاحص ، قدّس سرّه ، فرموده « 11 » كه مربّع سه از مربّعات وفقى به‌منزلهء آدم است ؛ چه اوّل آن مربّعات است و مجموع اعداد « 12 » موضوعه درو عدد حروف آدم است ، يعنى
هامش
( 1 ) . القمر : 6 . ( 2 ) .A: مستثنىاند . ( 3 ) . الرّعد : 16 . ( 4 ) .E: از شىء اللّه . ( 5 ) .E: آينه اگر آينه . ( 6 ) . لسان العرب 12 : 132 : الكفو النّظير ، لغة فى الكفء ، و قد يجوز أن يريدوا به الكفؤ فيخفّفوا ثمّ يسكنوا . ( 7 ) .E: + است . ( 8 ) .B: و حوا اول زنى بود ،CEG: و حوا زن او . ( 9 ) .CG: و دو ،E: در . ( 10 ) .ABC: و از ،G: و آن . ( 11 ) .AE: فرمود . ( 12 ) .B: اعدل و .