تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
خواهم لب خشك و چشم تر در ره عشق * زان‌رو كه بود نشانهء راه‌رو آن
س :
اى روى تو آفتاب و ابرو مه نو * وز بهر تو اشك عاشقان در تك و دو خواهم كه شبى چو ماه بيرون آئى * وز روى تو افتد به وثاقم پرتو
و شيخ فخر الدّين عراقى ، قدّس سرّه « 1 » ، فرمايد :
اى ز عشّاق گرم بازارت * به ز من عالمى « 2 » خريدارت من كيم تا زنم ز عشق تو لاف * نيست دعوىّ اين سخن به گزاف يكى از عاشقان جمال ترا * بود نجم اكابر كبرا آن معين شريعت احمد * آن قرين دل و قريب احد بود او برج انجم اخيار * آفتاب معانى و اسرار آن‌قدر سالكان كه ره بردند * اقتباس كمال ازو كردند بربود از مقام آزادى * دل او حُسن مجد بغدادى بربودش بتى « 3 » چنان مقبل * ناگهان از مقام عالى دل حسن زيباش خيل عشق آورد * صبر و آرام او به غارت برد گفت ياران بر من آريدش * هست او جان سوى تن آريدش زو بپرسيد تا چه دارد دوست * وانچه باشد كه دوست عاشق اوست در دلش چون ازو بپرسيدند * ميل شطرنج باختن « 4 » ديدند شيخ شطرنج خواست و وقت گزيد * با حريف ظريف مىبازيد چون‌كه مغلوب كرد خيلش را * همگى جذب كرد ميلش را حبّ شطرنج از دلش بربود * بازيى چند بس نكوش « 5 » نمود فرس دولتش چو بازين شد * بَيْدَق همّتش « 6 » به فرزين شد شاه نفسش از آن عِرى برخاست * ماه‌رخ عرصهء نكوتر خواست
هامش
( 1 ) .G: - قدس سره . ( 2 ) .C: عالمى به ز من . ( 3 ) .D: بت . ( 4 ) .G: تاختن . ( 5 ) .E: بكوش . ( 6 ) .E: حسنش .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 162 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين