تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
قطع اين باديه بىهمرهى خضر مكن * ظلماتست بترس از خطر گمراهى همچو جم جرعهء مى كش كه ز سرّ ملكوت * پرتو جام جهان‌بين دهدت آگاهى
حضرت نوربخش در معاش السّالكين مىآورد كه « 1 » تاجرى در نيشابور « 2 » كنيزكى « 3 » جميله داشت . براى عفّت و صلاح به خانهء شيخ ابو عثمان حيرى « 4 » فرستاد و نظر او بىاختيار به آن « 5 » كنيزك افتاد و عاشق شد و بعرض شيخ خود ، ابو حفص حدّاد « 6 » ، رسانيد . فرمود كه به رى رو « 7 » و شيخ يوسف بن حسين را درياب . چون برفت و منزل او طلب كرد ، همهء مردم « 8 » ملامت و نصيحت كردند كه چنين صالحى صدّيقى با چنان فاسقى « 9 » زنديقى چه كار دارد . او را نديده به نيشابور مراجعت كرد و صورت حال بگفت . شيخ باز فرمود كه بصحبت يوسف بايد رفت . چون چاره نبود ، برفت و مىپرسيد تا در محلّهء خرابات خانهء او را بيافت . سلام گفت ، شيخ برخاست و ابو عثمان را تعظيم كرد و كرامات و مقامات او ظاهر شد ، و دران حال پسرى صاحب‌جمال پيش او نشسته بود و قرابه‌اى « 10 » نهاده . ظ « 11 » :
صلاح كار كجا و من خراب كجا * سماع وعظ كجا نغمهء رباب كجا « 12 » دلم ز صومعه بگرفت و خرقهء سالوس * كجاست دير مغان و شراب ناب كجا
* * *
أجد الملامة فى هواك لذيذة * حبّا لذكرك فليلمنى اللّوّم « 13 »
ابو عثمان گفت : « با وجود كمال اين چه حال است ؟ » يوسف گفت : « ظالمى درين مملكت
هامش
( 1 ) .E: - كه . ( 2 ) .BC: نيسابور . ( 3 ) .D: كنيزك . ( 4 ) .D: خيرى ،E: چيزى . ( 5 ) .E: بدان . ( 6 ) .E: بغداد . ( 7 ) .F: كه برو . ( 8 ) .F: مردم همه . ( 9 ) .EF: صالح . . . فاسق . ( 10 ) .F: خرابه . ( 11 ) .C: حافظ رحمه اللّه . ( 12 ) .F: ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا . ( 13 ) . - نامه‌هاى عين القضاة : 30 .