اهل شهادت هيچكس ايشان را نشناسد ، الّا يك كس ؛ و چون آن كس بميرد « 1 » ، مصاحب ديگرى شوند . و ميان ايشان و « 2 » نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، حذيفهء يمان « 3 » واسطه بود و سلام ايشان به نبى مىرسانيد « 4 » و سلام نبى به ايشان مىرسانيد و نزد او جمع مىشدند و علم كتاب و سنّت ازو اخذ مىكردند و به امامت او نماز مىگزاردند و غير حذيفه ايشان را نمىديد ، و ايشان مأمورند بمتابعت نبى زمان خود .
و قطب ابدال در زمان نبى ما ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، عصام قرنى بود « 5 » ، عمّ اويس ، و چون او متوفّى شد ، ابن عطا احمد بود از دهى كه ميان مكّه و يمن است . و قطب ارشاد بر قلب محمّد مىباشد « 6 » و نظير جدى است ، چنانچه قطب ابدال نظير سهيل است . و قطب زمان ما عماد الدّين عبد الرّحمن پارسينى بود و پارسين دهى است از قزوين نزديك ابهر ، بعد از وفات عبد اللّه شامى قطب شده بود در ربيع الآخر سنهء ستّ « 7 » و عشر و سبعمائة و « 8 » هفتاد و ششساله بود و او قطب نوزدهم بود از قطب زمان حضرت « 9 » رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم . و امام محمّد بن امام حسن عسكرى ، عليهما السّلام « 10 » ، در وقت اختفا از ابدال بود و ترقّى كرد و چون على بن حسين « 11 » بغدادى كه قطب آن زمان بود متوفّى شد و او را در شونيزيّه « 12 » دفن كردند ، امام محمّد قطب شد و نوزده « 13 » سال قطب بود ، پس متوفّى شد و او را در مدينه دفن كردند و عثمان بن يعقوب جوينى قطب شد ، پس قطبيّت به احمد خردك كه از اولاد عبد الرّحمن بن عوف بود انتقال يافت .
و قبور ايشان از غير ايشان پنهان مىباشد و سالى يكبار زيارت آن قبور كنند و گريزند از كسى كه طالب ايشان باشد و مقيم نشوند به يك جا ، مگر خسته باشند ، و معالجه كنند و خورند و پوشند و نكاح كنند ، پيش از آنكه ابدال شوند . و قطب طويل العمر باشد و با خضر و الياس صحبت دارد « 14 » . و به جماعت نماز گزارند ، خاصّه در جمعه .
هامش
( 1 ) .D: بمرد .
( 2 ) .D: + حضرت .
( 3 ) .E: يمانى .
( 4 ) .B: مىرساند .
( 5 ) .B: - بود .
( 6 ) .G: محمدى باشد .
( 7 ) .E: سته .
( 8 ) .G: + او .
( 9 ) .C: - حضرت .
( 10 ) .C: - حضرت .
( 11 ) .D: الحسين .
( 12 ) .E: شونزيه ،G: شومريه .
( 13 ) .D: نازده .
( 14 ) .E: دارند .