و امام حسن و معاوية بن يزيد و عمر بن عبد العزيز و متوكّل . و او بر قلب اسرافيل است . و مراد ازينكه فلان بر قلب يا قدم « 1 » فلانست آنست « 2 » كه فيض حقّ بر هر دو از يك جنس است .
و « امامان » « 3 » دو شخصند « 4 » : يكى بر يمين غوث و نظر او بعالم ملكوتست و او را « عبد الرّبّ » گويند ، و يكى بر يسار غوث و نظر او بعالم ملك است و او را « عبد الملك » خوانند و افضل است از عبد الرّبّ .
و « اوتاد » « 5 » چهار شخصند در چهار ركن عالم : يكى را كه در مشرق است « عبد الحىّ » گويند ، و يكى را كه در مغربست « عبد العليم » ، و يكى را كه در شمال است « عبد المريد » ، و يكى را كه در جنوبست « عبد القادر » .
و « ابدال » « 6 » هفت شخصند و خلاف است كه ايشان قطب و امامان و « 7 » اوتادند ، يا نه . و وجه تسميه آنست كه چون يكى ازيشان مرد ، يكى از چهل تن بدل او شد « 8 » و تتميم چهل تن به يكى از سيصد تن است و تتميم سيصد تن به يكى « 9 » از صلحا ؛ يا آنست كه چون ايشان از مقامى مىروند ، مىتوانند كه جسدى به صورت خود بگذارند . و اطلاق ابدال بريشان مشروط است « 10 » بهآنكه عالم باشند به اين امر .
و مقرّرست كه ايشان در « 11 » هر روز از روزهاى ماه در كدام جهتند به اين تفصيل :
[ تصوير ]
هامش
( 1 ) .B: قدم يا قلب .
( 2 ) .E: - آنست .
( 3 ) . - همان : 269 - 270 .
( 4 ) .B: شخص است .
( 5 ) . - همان : 276 - 278 .
( 6 ) . - همان : 280 - 278 .
( 7 ) .CE: يا .
( 8 ) .E: اوست .
( 9 ) .E: يكى .
( 10 ) .C: - است .
( 11 ) .D: - در .