و اتباع تو از ولادت تا موت و احوال شما در برزخ . و منشأ اين اطّلاع است بر عين ثابته كه معدن علم الهى است . » « 1 » و هم در شرح فصوص گويد : « عبد الغفّار بن كمال غازى قونوى « 2 » دعوى مىكرد كه مهدى است و من مسلّم نداشتم و بسبب اين دشمن شد و جمعى « 3 » ملاحده را برانگيخت كه قصد من كنند و من بشيخ متوجّه شدم ، ديدم كه دستها و پاىهاى او را گرفته بود و گفت : بر زمينش زنم ؟ گفتم : حكم تراست . چون به مسجد رفتم ، آن مدّعى و جماعت « 4 » ملاحده جمع بودند كه ايذاى من كنند . من التفات به ايشان نكردم و بمحراب رفتم و به نماز مشغول شدم و ايشان را قدرت نماند و مخذول شدند ، پس آن مدّعى بدست من توبه كرد . » « 5 » ظ :
روى مقصود كه شاهان بدعا مىطلبند * مظهرش آينهء « 6 » طلعت درويشانست
گنج قارون كه فرومىرود از قهر هنوز * خوانده باشى كه هم از غيرت درويشانست
از كران تا بكران لشكر ظلم است ولى * از ازل تا به ابد فرصت درويشانست
و امام يافعى در ارشاد گويد : « شيخ عزّ الدّين عبد السّلام گفتى « 7 » : شيخ زنديق است .
روزى بعضى ياران او گفتند : ما مىخواهيم كه قطب را ببينيم . او اشارت بشيخ كرد ، گفتند :
تو طعن درو مىكنى . گفت : آن براى نگاه داشتن ظاهر شرع است . » ظ :
گر پير مغان مرشد من شد چه تفاوت * در هيچ سرى نيست كه سرّى ز خدا نيست
در صومعهء زاهد و در خلوت صوفى * جز گوشهء ابروى تو محراب دعا نيست
هامش
( 1 ) . شرح فصوص الحكم للجندى : 219 - 220 .
( 2 ) .E: قنوى .
( 3 ) .D: جمع .
( 4 ) .E: جماعتى .
( 5 ) . همان : 107 - 108 .
( 6 ) .E: مظهر آئينهء .
( 7 ) .E: + كه .