و امام علّامه محمّد بن على حكيم ترمذى « 1 » ، صاحب نوادر الأصول ، كه از اكابر اهل كشف است صد و پنجاه و پنج « 2 » سؤال نوشته كه از عهدهء حقّ « 3 » جواب آن غير خاتم الأولياء بيرون نيايد و شيخ در فتوحات جواب اين سؤالها فرموده . و بعضى در تكفير و تضليل شيخ مبالغهء بسيار دارند و او را اكفر كفره پندارند و چارهء اين مردم در غيبت فراموشى است و در حضور خاموشى . ظ :
با مدّعى مگوئيد اسرار عشق و مستى * تا بىخبر بميرد با « 4 » درد خودپرستى
عاشق شو ارنه روزى كار جهان سرآيد * ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستى
تا علم و عقل بينى بىمعرفت نشينى * يك نكتهات بگويم خود را مبين و « 5 » رستى
و ولادت او در شب جمعه بيست و هفتم رمضان سنهء ستّين و خمسمائة بوده و وفات او در شب جمعه بيست و دوم « 6 » ربيع الأوّل سنهء ثمان « 7 » و ثلاثين و ستّمائة . و قبر او در صالحيّهء دمشق است ، و حضرت محقّق رومى ، قدّس سرّه « 8 » ، فرمايد :
ما عاشق و سرگشتهء سوداى دمشقيم * جان داده و دلبسته و شيداى دمشقيم
اندر جبل صالحه « 9 » كانيست ز گوهر * كاندر طلبش غرقهء درياى دمشقيم
و جندى در شرح فصوص از شيخ صدر الدّين نقل مىكند كه شيخ مىفرمود : « چون رسيدم به درياى روم از بلاد اندلس ، با خود مقرّر « 10 » داشتم كه آن زمان بكشتى نشينم كه تفاصيل احوال ظاهره و باطنهء من تا آخر عمر بر من مكشوف شود . بعد از توجّه تامّ و مراقبهء كامله همه « 11 » ظاهر شد ، حتّى صحبت پدر تو ، اسحاق بن محمّد ، و جميع احوال تو
هامش
( 1 ) .BE: محمد بن على ترمذى حكيم ،CFG: محمد بن حكيم ترمذى .
( 2 ) .CG: - و پنج .
( 3 ) .D: - حق .
( 4 ) .CG: در ،E: از .
( 5 ) .E: كه .
( 6 ) .G: دويم .
( 7 ) .E: ثمانه .
( 8 ) .BE: - قدس سره .
( 9 ) .B: صالح .
( 10 ) .D: مقررى .
( 11 ) .D: هم .