تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
هر دو احساس خواهد كرد .
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
« 1 » . و عمدهء عذاب آخرت محبّت دنياست و كم كسى باشد كه ازين علّت خالى است . و آنكه پندارد كه اين علّت ندارد ، چون نيك نظر كند ، غلط كرده . گاهى « 2 » عاشق را توهّم آن مىشود كه محبّت معشوق از دل او زائل شده ، و در وقت فراق خلاف آن ظاهر مىگردد . س :
اى دل به هواى نفس پژمرده مشو * با آتش عشق باش و افسرده مشو خواهى كه چو گل بر همه عالم خندى * چون غنچه دگر مقيّد خرده مشو
و كاملان را هيچ علاقه با دنيا « 3 » نيست و مىدانند « 4 » كه روح در بدن چون جوجه است در بيضه و كمال او بشكستن بيضه است و بيرون آمدن ازآنجا . ظ :
صوفى « 5 » صومعهء عالم قدسم ليكن * حاليا دير مغانست حوالتگاهم با من خاك‌نشين خيز و سوى ميكده آى * تا دران حلقه ببينى كه چه صاحب جاهم
« ما تردّدت فى شىء أنا فاعله كتردّدى فى قبض روح عبدى المؤمن يكره الموت « 6 » و أكره مساءته و لا بدّ منه . » « 7 » س :
اى دل چه اسير فكر بيهوده شوى * تدبير خطا كنى و آلوده شوى خواهى كه دلت بنور توحيد رسد * بايد كه ز هست و نيست آسوده شوى
حضرت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : « لا أبالى أقع على الموت ، أم يقع علىّ الموت . » و در وقت قصد ابن ملجم فرمود : « فزت و ربّ الكعبة . » س :
آن نور كه بود در پس پردهء غيب * دارد همه جا ظهور بىشبهه و ريب هرگز ننهيم « 8 » دل بدنياى دنى * ما را كه بود نقد حقيقت در جيب
و منصور گفت « 9 » :
اقتلونى يا ثقاتى * إنّ فى قتلى حياتى
هامش
( 1 ) . التّوبة : 49 . ( 2 ) .D: گاه . ( 3 ) .E: به دنيا . ( 4 ) .E: مىدانيد . ( 5 ) .E: صوفيا . ( 6 ) .C: المؤمن . ( 7 ) . بخارى : 6021 . ( 8 ) .E: ندهيم . ( 9 ) .E: گفته .