چون انبياء و اولياء بر عالم غيب دسترسى دارند ، از حوادث عالم شهادت خبر مىدهند . ( فرهنگ اصطلاحات عرفانى ) .
شرح
( 345 ) . ايتاء مصدر باب افعال از ثلاثى مجرد أتى يأتي : به معناى پاداش دادن ( منتهى الارب ) .
( 346 ) . بدان كه تعريف در اصطلاح منطقى آن است كه تعريف به حد يا به رسم صورت گيرد و منظور شارح اين است كه تعريف شيخ الاسلام از حكمت كه « الحكمة وضع الأحكام وضع الشيء موضعه » تعريف به حد نيست بلكه تعريف به لازم خاص حكمت انجام گرفته ، مانند اينكه در تعريف انسان گويند : « الإنسان حيوان ضاحك » كه ضاحك ، لازم خاص انسان است .
( 347 ) . معناى عبارت : به زير هر بدى ، حكمتى و سرى نهفته است .
( 348 ) . كشف در اصطلاح صوفيه بيان حقيقتى است كه بر فهم بشر پوشيده باشد و از غيب پرده از آن بردارند ؛ و آن بر انواعى است از جمله عقلى ، نفسانى و روحانى . . و اما كشف عقلى آن است كه عقل حقيقتى را به جوهرهء مطلق و آزاد از قيود فكر و مزاج درك كند . ( موسوعة مصطلحات تصوف اسلامى ) .
( 349 ) . « به جاى وى » در اينجا به معناى « در حق وى » است .
( 350 ) . همانا . در اينجا به معناى گويا و مانا و پندارى . فرق « مانا » و « همانا » اين است كه « همانا » به تحقيق نزديكتر است . ( از برهان به نقل از لغتنامه ) . سعدى مىگويد :سعدى گلت شكفت همانا كه صبحدم * فرياد بلبلان سحرخيز مىكنى( 351 ) . اين عبارت در شرح خواجه ايوب با عنوان حديث نقل شده و مرحوم فروزانفر گويد : اين حديث را بدين عبارت هنوز در كتب حديث بدست نياوردهام و نزديك بدان روايت ذيل است :
« اللهم أرني الدنيا كما تريها صالحي عبادك » ( كنوز الحقائق ، ص 18 ) .
( 352 ) . انتها : باز ايستادن از كار . امتثال : اطاعت كردن .
( 353 ) . در عبارت « افراط و تفريط غلوّ و جفا » مشتمل بر صنعت لفونشر مرتب است به اين گونه كه غلو را افراط و جفا را تفريط دانسته است .
( 354 ) . تفانى : در لغت به معناى همديگر را نيست و نابود كردن است . ولى در اينجا به معناى فانى شدن استعمال شده است .
( 355 ) . تلاشى : نيست و نابود شدن ( اقرب الموارد ) .