شرح
( 188 ) . « فمن حام حول الحمى يوشك أن يقع فيه » . صحيح بخارى 3 / 70 . صحيح مسلم 3 / 1220 امالى شيخ طوسى ، ص 242 .
( 189 ) . « من تشبّه بقوم فهو منهم » دارمى : لباس : 4 . مسند احمد بن حنبل 2 / 50 . اين حديث در صحيح ترمذى ( استئذان 7 / ) به صورت زير از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده : « ليس منا من تشبّه بغيرنا » .
( 190 ) . مقصود از ما يتحلّل آن غذايى است كه هضم و جذب بدن شده است ؛ و به اصطلاح امروزه تبديل به انرژى شده و مصرف گشته است ، و طبعا جايگزينى لازم دارد كه تأمين انرژى مصرف شده را به عهده داشته باشد . حكماى طبيعى از اين جايگزين با عبارت « بدل ما يتحلّل » ياد كردهاند .
( 191 ) . فرصت : پرواى كار داشتن .
( 192 ) . مبرز : مستراح ، خلا
( 193 ) . بخل مطاع . در توضيح اين تعبير بايد گفت كه آدمى در باطن و ناخودآگاه خود ، دستمايه و استعداد ذمايم اخلاقى را دارد ، و اگر آدمى استعداد ذمايم را نداشته باشد هرگز نمىتواند بالفعل ذمايم را به ظهور برساند . و از جمله ذمايم اخلاق كه در آدمى وجود دارد صفت بخل است كه حدّ و مبلغى از آن براى ادامه حيات و معاش ضرورى است و بايد گفت وجود بخل بهخودىخود مذموم نيست . اگر فرمان نفس انسان به بخل اطاعت شود بخل مطاع ناميده مىشود و مذموم است و گرنه مذمتى بدان بار نمىشود .
( 194 ) . خيلاء ، بضم خاء و فتح ياء ممدودا و يكسر : كبر و بزرگمنشى ( منتهى الارب ) .
( 195 ) . مازاد على المسكة . مسكه بالضم آنقدر از غذا و شراب كه بر پاى نگاه دارد اندام را و بس باشد زندگانى را ( منتهى الارب ) . منظور از اين تركيب مقدار غذايى است كه بيش از حد لازم باشد .
( 196 ) . « دع ما يريبك إلى ما لا يريبك » صحيح بخارى بيوع / 3 . صحيح ترمذى : قيامه / 60 . مسند احمد بن حنبل 3 / 153 غوالى اللئالى 1 / 394 . مستدرك حاكم 2 / 13 .
( 197 ) . تظرّف : تكلف الظرف ، خود را به تكلف ظريف ساخت ( از معجم متن اللغه 3 / 358 ) .
( 198 ) . مقت : دشمن گرفتن ( از منتهى الارب ) .
( 199 ) . اعتداد : به شمار آوردن ( آنندراج ، ناظم الأطبّاء ، منتهى الارب ) .