شرح
( 157 ) حادى اسم فاعل است از حدى يحدو حدوا به معنى راندن شتر است با نوايى كه آن را حداء گويند . بين حادى و حداء از يك طرف و احدى از طرف ديگر جناس شبه اشتقاق موجود است .
( 158 ) . زجر و عيد : به معناى بازداشتن و نهيى كه در وعدهء عذاب موجود است .
( 159 ) . « دعوت وعده » به معناى فراخواندنى است كه در حقيقت وعدهء پاداش نهفته است . چون واعد از ايراد وعده غرضى دارد و آن غرض اينكه با اين وعده مخاطب را به كارى فرا مىخواند .
بين وعده و دعوت جناس قلب موجود است .
( 160 ) . معنى جمله : به هنگام امتحانات و بلايا است كه آدمى يا سرافراز گردد يا سر فروافكند و خجل گردد .
( 161 ) . معنى عبارت : رها و يله گذاردن كارها از ضعف و سستى است . عين عبارت عبد الرزاق كاشى است در شرح منازل السائرين ص 96 .
( 162 ) . معنى بيت : اگرچه مرا ناخوشايند است كه به بدى از من ياد كنى ولى آنچه مرا شاد دارد اينكه به خاطرت راه يافتهام .
( 163 ) . همس : بالفتح آواز نرم و هر چيز خفى ( منتهى الارب ) .
( 164 ) . بارى : خالق ، موجد .
( 165 ) . معنى بيت : از هر معناى لطيف ساغرى مىنوشم و هر گويندهاى كه در جهان است مرا به طرب مىافكند .
( 166 ) . لمّه ، همّت و خطرهاى است كه به قلب خطور مىكند ( معجم متن اللغه ) . در قلب آدمى دو لمّه است يكى لمّهء ملكى كه وعدهء خير و تصديق حق است ، و ديگرى لمّهء دشمن كه وعدهء شرّ است و تكذيب حق ؛ و منشأ اين سخن حديثى است به نقل از ابن مسعود رضى اللّه عنه . و عبد القادر جيلانى در الغنية لطالبي الحق از قول ابو الحسن بصرى در باب لمه ملكى و شيطانى گويد : « هما همّان يجولان فى القلب همّ من اللّه و همّ من العدوّ فرحم الله عبدا وقف عند همّه فما كان من الله أمضاه و ما كان من عدوّه جاهده » ( موسوعة مصطلحات التصوف الاسلامى ) .
( 167 ) . « من تقرّب إليّ شبرا تقرّبت إليه ذراعا » . اين روايت به الفاظ مختلف روايت شده و صورت كامل آن بنا به ضبط شرح كاشانى ص 130 چنين است : « من تقرّب إليّ شبرا تقرّبت إليه