تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
است كه در جلوهء محبوب از غايت شوق و عشق و ذوق به باطن سالك مىرسد و هرچند در آن حال به مرتبت سكر و بىخودى نيست و لكن اختيار خود ندارد و از كثرت اضطراب هرچه بر دل او در آن حال لايح شود ، بىاختيار بگويد ( فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، شرح گلشن راز لاهيجى ، صص 561 ، 563 ) .
شرح
( 180 ) . سمت : داغ و نشان ( غياث اللغات ) . لغت‌نامه به عنوان شاهد جملات زير را از ترجمهء تاريخ يمينى نقل مىكند : « خود را به سمت قصور و تقصير منسوب و موسوم نگردانم » . ( 181 ) . أخبت : فروتنى كرد ، مخبت كمحسن نعت است از آن ( منتهى الارب ) . ( 182 ) . سلوت در لغت به معناى بىغمى و خرسندى ( مهذب الاسماء ) است و به قول صاحب منتهى الارب اسم است از تسلّى . و در اصطلاح عرفا فراغت باشد و به معنى خرسندى است ؛ زيرا هرگاه كسى از چيزى نوميد شود خرسند شود و تا هنوز اميد باشد خرسند نگردد و چون نقش سلوت جويد به سوى دوست رود ( فرهنگ اصطلاحات عرفانى به نقل از شرح تعرّف بخارى ) . ( 183 ) . خيول مسوّمه به معناى اسبان داغ برنهاده . ( 184 ) . مزرعه و كشتزار . اين عبارت برگرفته است از آيه شريفهء :زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِآل عمران / 14 . ( 185 ) . باد مكيّف به حرف و صوت : كنايت است از سخن و كلام آدمى . ( 186 ) . « أعدى الأعادي نفسك التي بين جنبيك » اين حديث در كنوز الحقائق به صورت « أعدى عدوّك نفسك التي بين جنبيك » و در مستدرك الوسائل به صورت « لا عدوّ أعدى على المرء من نفسه » از حضرت امير عليه السّلام نقل شده است ( كنوز الحقائق / 14 . مستدرك الوسائل 2 / 270 ) . ( 187 ) . مقصود اين است كه سكون عقل تا جايى كه به سبب نور قدس به بصيرت بدل گردد . بصيرت در اصطلاح صوفيان قوه‌اى است مر قلب را كه به نور قدس منور باشد و به وسيلهء آن قوه ، حقايق امور پنهانى اشيا ديده شود . و آن قوه نسبت به قلب ، در حكم ديده است نسبت به روح آدمى . به وسيلهء آن ، ظواهر و صور اشيا را مىبيند و اين قوّه را حكما قوهء عاقله نظريّه نامند . و چون اين قوه به نور قدس منور و به راهنمايى و هدايت حق پردهء آن برداشته شد حكما آن را قوهء قدسيه نامند ( كشاف اصطلاحات الفنون به نقل از اصطلاحات الصوفية عبد الرزاق كاشانى ) .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 535 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )