معجزة الصفة أنّه لا شيء قبل اللّه و لا شيء مع اللّه فى بقائه . . . » ( الكافى : كتاب التوحيد ، باب صفات الذات : 1 / 107 ) .
شرح
( 148 ) . شيخ نور الدين عبد الرحمن مصرى وى از مشايخ ديار مصر در قرن 8 است و در آنجا بساط ارشاد گسترده بود . وى به خدمت شيخ جمال الدين يوسف گورانى ( م 768 ) رسيده و از او اجازت دريافت ( نفحات الانس ، ص 492 ) .
( 149 ) . كلمه « عرض » را مىتوان هم به فتح « ع » و هم به كسر آن خواند كه در صورت اول به معناى متاع و رخت است ( منتهى الارب ) و در صورت دوم به معناى حسب و نسب كه شخص از آن حمايت مىكند و بدان افتخار مىكند و كنايه از ناموس و حريم شخصى نيز مىباشد ( معجم متن اللغه ) و معنى اخير مناسبتر مىنمايد .
( 150 ) . بريدن علاقهء علايق خلايق : يعنى بريدن علقه و دلبستگى از علايق و دلبستگىهاى معمول كه خلايق بدان همّت مىگمارند .
( 151 ) . « فرود آمدن به مرتبهاى » به معنى رسيدن و وصول به مرتبهاى از مراتب است و به معنى تنزّل رتبت نيست .
( 152 ) . بين مبالغه و مبالغ نوعى جناس زائد يا مذيّل است .
( 153 ) . خطره : انديشه ، آنچه بر خاطر گذرد ( لغتنامه ) . از جنيد رحمة اللّه عليه پرسيدند فرمود خطرات چهار است : خطرهاى از حق و خطرهاى از ملك و خطرهاى از نفس و خطرهاى از ابليس ، آنچه از حق است به سوى همه رهنمون شود ، و آنچه از ملك است به طاعت و بندگى كشد ، و آنچه از نفس است آدمى را به دنيا كشد ، و آنچه از شيطان است آدمى را نافرمانى ايزد تعالى فرمايد ( كشاف اصطلاحات الفنون ) .
( 154 ) . ابو بكر شبلى ( م 334 ) ابو بكر جعفر بن يونس از طبقهء رابعه و شاگرد جنيد بوده برخى او را مصرى و برخى خراسانى الاصل مىدانند . بر مذهب مالك بود و شغل وعظ و مذكّرى داشت .
هشتاد و هفت سال عمر وى بود و در ذىحجّهء سنه 334 از دنيا برفت ( نفحات الانس ، ص 184 ) .
( 155 ) . مجرى : اجرا شده ، انجام يافته مثلا مجرى شدن حكمى ؛ ناقد شدن آن ، اجرا شدن آن ، ( لغتنامه ) .
( 156 ) . إسماع : شنوانيدن .