فرمايد :
گفت پيغمبر كه نفحتهاى حق * اندر اين ايام مىآرد سبق
شرح
( 113 ) . الجامع الصغير : باب التاء 1 / 134 . ابن ماجه : زهد : 2 / 1420 . الكافى : كتاب الايمان و الكفر ، باب التوبة : 2 / 435 .
( 114 ) . « حبّ الوطن من الإيمان » . شيخ حرّ عاملى در مقدّمهء خود بر أمل الآمال اين حديث را به صورت « روي حبّ الوطن من الإيمان » روايت مىكند كه كلمه « روى » خود نشانهء ضعف سند روايت است . و صاحب اللؤلؤ المرصوع دربارهء آن گويد : زركشى نيز مانند سخاوى گويد آن را در احاديث نيافتم ( احاديث مثنوى ص 98 ) . سفينة البحار 2 / 668 . أمل الامل 1 / 11 .
( 115 ) . حجاب در اينجا به معناى عفاف و حيا و شرم كردن است ، مثلا در بيت زير از صائب :اگر حجاب كنى از خدا فرشته شوى * چنين كه مىكنى از مردمان حجاب اينجا( از آنندراج )
( 116 ) . در جملهء « تا هر سه زمان عمر تو به نور توبه منور بود » . بين توبه و توبه جناس مركب برقرار است .
( 117 ) . اقلاع : بركندن .
( 118 ) . مأخوذ از گفتهء كاشانى در شرح همين فقره « و نسيان الجناية » از منازل السائرين كه گويد :
« ذكر الجفاء فى وقت الصفاء جفاء » شرح كاشانى ، ص 44 .
( 119 ) . ماندن در اينجا به معناى ترك كردن ، رها كردن ، هشتن و يله كردن است ، چنان كه بيهقى گويد : « ما را به رى چنان ماند از بىعدّتى و لشكر كه هركس را در ما طمع مىافتاد » ( تاريخ بيهقى چاپ اديب ص 216 ) ( از لغتنامه 17667 ) .
( 120 ) . ذهل ذهولا : غافل شد و فراموش كرد ( منتهى الارب ) .
( 121 ) . سنيّه : سنىّ كأمير بلند ( منتهى الارب ) .
( 122 ) . دليرى : گستاخى .
( 123 ) . يكى از معانى توزيع كه مناسب مقام است همانا تقسيم و بخش كردن است چنان كه وزّع توزيعا : تقسيم كرد آن را ( از ناظم الأطبّاء ) . و اما تركيب « توزيع وقت » به معناى تقسيم اوقات است كه مستلزم استفاده از وقت و عدم تضييع آن است . قابل توجه اينكه معنى « اوقات » اول در اينجا ،