تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
سفيان ثورى مىدانند . جنيد با سرىّ سقطى و حارث محاسبى و محمد قصاب بغداد مصاحبت داشت . وفات وى را 297 گفته‌اند ( نفحات الأنس ، ص 79 ، حلية الأولياء 10 / 255 ، رسالهء قشيريه 1 / 132 ) .
شرح
( 83 ) بوح : ظاهر شدن . باح بسرّه بوحا و بوؤحا و بووحة : ظاهر كرد راز را ( منتهى الارب ) . ( 84 ) وعاء : ظرف . ج اوعيه ، اوعاء ( ناظم الأطباء ، مهذب الأسماء ، آنندراج ) . ( 85 ) اين كلام در منابع از احاديث حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ارائه شده است : كشف اللثام 2 / 375 ؛ رياض المسائل 2 / 434 ؛ جواهر الكلام 41 / 67 . ( 86 ) . اين اصطلاح مقابل « جمع » است و اشارت است به وجود مباينت ، و اثبات عبوديت و ربوبيّت و فرق خلق از حق . و جمع بىتفرقه عين زندقه بود و تفرقهء بىجمع محض تعطيل ( كشاف ص 1075 . دستور 1 / 332 . مصباح الهداية 598 ) . ابو نصر سرّاج در اللمع تفرقه را چنين تعريف مىكند : « تفرقه تعبيرى است مجمل از توجه به كون و خلق . و جمع و تفرقه دو امرند مستلزم يكديگر و هيچ يك از ديگرى بىنياز نيست . كسى كه اشارت به تفرقه دارد بدون جمع هرآينه انكار خداى كرده و آن كس كه اشارت به جمع بدون تفرقه دارد . قدرت قادر مطلق را انكار كرده ، و آن كس كه جمع بين آن دو كند موحّد صرف است . شاعر گويد :جمعت و فرّقت عنّي به * و فرد التواصل مثنى العدد( 87 ) . اهل تصوف لفظ مريد و مراد را به دو معنى اطلاق كنند يكى بر مقتدى و مقتدا و ديگرى محبّ و محبوب و معنى اخير منظور شارح است . ( 88 ) . « غربت » تقيّد نفوس عارفان است در جهان مادى در حالى كه تجانسى موجود نيست و گفته‌اند : « الغريب المستوحش من الف » ( طبقات / 326 ) . ( 89 ) . محمد بن بشر بن الفرافصة ابو عبد اللّه العبدى ( م 203 ) از هشام بن عروه ، اعمش ، و ابو حيان تيمى روايت مىكند و از جمله راويان كه از او روايت مىكنند عثمان بن شيبه و ابو بكر بن ابى شيبه است . بخارى وفات وى را سال 203 هجرى ذكر كرده است ( سير أعلام النبلاء 9 / 265 ) . ( 90 ) . ترمذى اين حديث را چنين روايت كرده است : « عن رسول الله سيروا سبق المفردون .