تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
مرحوم فروزانفر اين حديث را به نقل از شرح بحر العلوم ( ج 6 ، ص 44 ) نقل مىكند ( احاديث مثنوى ، ص 191 ) .
شرح
( 41 ) . آلايش آسايش اضافهء تشبيهى است و شارح آسايش را بسان آلايش دانسته است . ( 42 ) . در جملهء « از امانى ، امانى كوتاه كرده » ظاهرا امانى اوّل به معناى شىء عاريتى و نسبت به امانت باشد و امانى دوم جمع امنيه به معناى آرزو . بنابراين معناى جمله چنين مىشود كه آرزوها را از شىء امانى كه متاع دنيا است كوتاه كردم . بنابراين توجيه ، جمله داراى صنعت جناس تام است . ( 43 ) . قطّاع جمع قاطع به معناى قاطع طريق و دزد است . ( 44 ) . به اقطاع بردن : اندك اندك بردن ( 45 ) . به اين علّت صفت نو براى تجريد آورد كه در سطر پيشين گفته بود به تجريد تمام با اهل و عيال هجرت كرد و اين بار قطّاع طريق براى بار دوم آنها را مجرّد و جدا از اموال مىكردند . ( 46 ) . مهابّ جمع مهبّ : محل وزيدن ( 47 ) . مسامّ ، در اينجا سوراخ بينى . مسام جمع مسمّ به معناى منافذ و سوراخهاى كوچك روى پوست است و چون مسام بينى گويند منظور سوراخ بينى است . ( لغت‌نامه و ناظم الأطبّاء ) . ( 48 ) . اهتمام هدايت انجام ، به معناى اهتمام و توجهى است كه سرانجام آن هدايت است . تركيب « خلوص اخوت » به معناى كسانى كه در اخوّت خالص هستند و خلوص در اينجا جمع خالص است . تركيب « التفات ولايت مرام » يعنى التفات و عنايتى كه مقصود از آن صرف تولا و دوستى است . مرام صيغهء مصدر ميمى از « رام يروم » به معنى قصد كردن است و تركيب « خصوص مروّت » به معناى خاصّان در مروّت و جوانمردى است و خصوص جمع خاص . بارى مقصود اينكه دو امر موجب عنايت مردم بخارا به شارح شده است : اول : باطن سرزمين بخارا كه موطن دوستان خالص مؤلف است كه امرى است باطنى ، دو ديگر عنايت دوستان جوانمرد مؤلف به وى كه امرى ظاهرى است . ( 49 ) . گشاده دارد خداى سينه‌هاشان را و منوّر گرداناد و به نور قدس روى همچو ماهشان را نور بخشايد . ( 50 ) . مجموع الشمل . شمل : گروه و جماعت و « جمع اللّه شملهم » يعنى فراهم آرد خدا كار