و مأخوذ شود ، مرتبت احديّت و جمع الجمع و حقيقة الحقائق نامند كه تمام اسما و صفات مستهلك در آن مىباشد ( شرح قيصرى ، ص 15 از فرهنگ معارف اسلامى ، سيد جعفر سجادى ) .
شرح
( 27 ) . بيت از خواجه عبد اللّه انصارى است كه در متن منازل السائرين آمده است .
( 28 ) . حديث مسلسل عبارت است از حديثى كه رجال اسناد او به وقت روايت آن متتابع باشد ( نفائس الفنون ) و به گفتهء مرحوم دهخدا حديثى كه تمام واسطهها تا پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله شناخته شده است ( لغتنامه ، ج 12 ، ص 18446 ) . معنعن حديثى كه در سند آن گويند روى عن فلان عن فلان و بعضى اين را از انواع مرسل شمرند ( از نفائس الفنون ) . منظور شارح اين است كه سلسلهء مشايخ سالك تا منبع اصل كه حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است دقيقا مشخص باشد .
( 29 ) . طريق فريق تركيب اضافى است نه وصفى . فريق در اينجا به معناى گروه است . و اين تركيب يعنى : راه پيروان او .
( 30 ) . رشف : كشيدن و جذب كردن زمين آب را ( هامش نسخهء ج ) .
( 31 ) . رمد : درد چشم
( 32 ) . اين بخش از كلام كه با عبارت « چون شيخ بزرگوار » شروع مىشود ظاهرا مشوّش است و هرچند كه پيشتر مىرويم آن را نمىيابيم ولى با تأمل در متن ممكن است پس از 20 سطر با عبارت « اين ضعيف نحيف . . . محمّد بن محمّد » را پاسخ آن به حساب آورد .
( 33 ) . غوالى اللئالى ، ابن ابى جمهور احسائى 1 / 284 .
( 34 ) . منظور شيخ زين الدين خوافى است كه شيخ و استاد شارح است و شرح حال او در مقدمه آمده است .
( 35 ) . مستسعد : نعت فاعلى از استسعاد ، نيكبخت و مبارك و ميمون و كامران ( ناظم الأطبّاء ، آنندراج ) مقصود اينكه سعادت مطالعهء كتاب را يافتم .
( 36 ) . صارف : مانع .
( 37 ) . بغيه : بالكسر و الضم ، مطلوب و حاجت ( منتهى الارب ) .
( 38 ) . امنيّه : آرزو ( منتهى الارب ) .
( 39 ) . بين محال و مجال جناس خط موجود است .
( 40 ) . « الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين » . در منابع حديث اهل سنّت آن را نيافتم ، ولى