تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
و صاحب لطيفهء سرّيّه از رسوم هوا تمام منخلع گشته و بر اسرار ايمان و حقايق ايقان مطّلع شده . و صاحب لطيفهء روحيّه به وادى فنا پيوسته و مقام احسان دريافته ، و بر ذروهء عرفان مشرّف گشته . و صاحب لطيفهء خفيّه به فيوض نبوات از فتوح ولايات فايق شده . و صاحب لطيفهء حقّيّه در مقام بقا به صورت تلبيس مظهر ارشاد و هدايت خلق گشته .

فصل

بعضى مشايخ ، طريق تربيت بر تصفيت اين لطائف سبع نهاده‌اند ، و طىّ مقامات را بر اين لطائف توزيع نموده ، و تصفيه و تلطيف هر لطيفه را به انكشاف لونى از الوان مقرّر داشته . اگرچه مىشايد كه آن لطيفه مصفّا گردد بىرؤيت الوان انوار ، امّا فىالجمله علامتى اعتبار كرده‌اند و استغراق و تفانى « 1 » را در هر لونى علامت عبور بر آن لطيفه داشته ؛ لون دخانى كدر را علامت لطيفهء قابليّه گفته‌اند ، و لون نور ازرق را علامت لطيفهء نفسيّه ، و لون اصفر را علامت لطيفهء روحيّه ، و لون احمر عقيقى را علامت لطيفهء قلبيّه ، و لون بياض صافى صفيق 501 را علامت لطيفهء سرّيّه ، و لون اسود برّاق نازل از فوق را علامت لطيفهء خفيّه ، و لون اخضر روشن را علامت لطيفهء حقّيّه . و بعضى از كبار متأخّران لون اصفر را علامت لطيفهء نفسيه « 2 » داشته‌اند بعد از تجنّس وى به روح علوى و صفرت بعد از تجنّس . و لون سواد برّاق نازل از فوق را نور وجود انسانى گفته‌اند ، كه در ظهور نور ذاتى محو و متلاشى مىگردد كه باز عود نمىكند . و نور رو [ ح ] را لون بياض الطف از نور سرّ گفته‌اند . و لون نور خفى را بياض اصفا و انزه از ما قبل . پس نور سرّ و نور روح و نور خفى ، لون بياض بود ، هر يك از ما قبل الطف و انزه . اما نور الانوار از لون و شكل و هيئت و جهت
هامش
( 1 ) . ج : تفافى . ( 2 ) . ج : نفسهء .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 511 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )