تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
نقود گنج معانى علوى [ و ] سفلى * نهد دفينه در انسان ، بملك بستاند كند به صورت آدم ، تجلّى ظاهر * مظاهر ملكى را سجود فرمايد وجود آدمى ، جام جهان‌نماى وى است * كه گاه باده در او ، گاه باد پيمايد 495 نموده شد سر و پاى جهان بىسر و بن * مپاى « مولوى » « 1 » هرچه آن نمىپايد 496 « 2 » قديم و حادث عالم ، خدا و خلق جهان * جدا جدا بشناس آن‌چنان‌كه مىبايد كه جز خدا نتواند كسى خدا ديدن * كه باشد آنكه خدا را به خلق بنمايد

فصل

حضرت انسان كه مظهر حضرات كلّيّه است ، روح و حقيقت وى خلاصهء عالم غيب است ؛ كه در مراتب و مدارج چندين هزار سال تربيت يافته است - چنانچه احاديث صحيحه به آن ناطق است - و خلعت تخصيص « أنا من اللّه و المؤمنون منّي » « 3 » درپوشيده . ديدن وى خلاصهء عالم شهادت است كه بر چندين منازل و مقامات عبور كرده ، و خالص و مصفّا گشته ، و به شرف « خمّرت طينة آدم بيديّ أربعين صباحا » 497 مشرّف بوده ، و از تركيب روح با بدن انوار غيب بر شهادت متجلّى شد [ ه ] ، و از شهادت بر غيب منكشف گشته ، و طريق معرفت كمال يافته . و چون اسرار انوار و حقايق جواهر گنج پنهانى با وى در ميان آمد و از وى ظهور يافت ، اين مركّب « 4 » را عالم صغير بالجثه ، كبير بالمعنى 498 نام نهادند ؛ لاشتماله على حقائق العوالم مع زيادات المعارف . و از ازدواج اين تركيب بعضى مشايخ - قدّس اللّه ارواحهم - هفت لطيفه استنباط و استخراج فرموده‌اند : لطيفهء اول : لطيفهء قالبيه است كه بعد از تركيب بدن به قدرت كامله از چهار عنصر متضاد ظلمانى در صورت وجدانى امتزاج يافته ؛ و اين را حكما « مزاج » گويند . به اعتدال « 5 »
هامش
( 1 ) . ظاهرا « مولوى » تخلص سراينده است و همان تبادكانى است . ( 2 ) . ج : نمىبايد . ( 3 ) . مأخذ آن را نيافتم . ( 4 ) . ج : موكب . ( 5 ) . اصل : + و .