به مقام دل رسانيد ، نور بر نور و صفا بر صفا افزود ؛ لطيفهء سرّيه ظهور كرد ، و انواع علم و حكمت روى نمود .
لطيفهء پنجم : لطيفهء روحيّه است كه از عالم امر است و خطاب و عتاب با وى است ؛ و از روى ربوبيّت ، مظهر ذات الهى است و مظهر صفات نامتناهى ؛ و سزاوارى خلافت حق مر وى را است ، و كنه حقيقت وى معلوم نيست و صاحب شريعت شرح آن را اذن نكرده .
قال اللّه تعالى :
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي .
« 1 »
لطيفهء ششم : لطيفهء خفيّه است و چون روح از عالم خود تنزل نمود به وهب ذرّيّهء طيّبهء قلب مستسعد « 2 » گشت ، و اسرار عالم شهادت از ولد قلب معلوم و مفهوم كرد ، و به معارف احوال منتفع گشت ، انور و اظهر و اصفى و اطهر شد ، و رسوم خلقيّت وى در خباياى خفايا به ظهور انوار تجلّيات پوشيده ماند ، لطيفهء خفيّه روى نمود .
لطيفهء هفتم : لطيفهء حقّيّه است كه چون خفاياى خلقيّت از خباياى انّيّت در جلوهء وحدت محو و متلاشى شد ، و ظلمات « خلق الخلق فى ظلمة » در پرتو رشاش 500 « ثمّ رشّ عليهم من نوره » نيست و نابود ماند ، لطيفه حقّيّه جمال نمود .
فصل
صاحب لطيفهء قالبيه ، انسان آفاقى است كه به صورت از حيوانات ممتاز است ، و از علم و حكمت و كتاب و سنّت محروم و مهجور ، و به محشر مبعوث و محشور ، و در آفاق جنوب و شمال موجود و منشور ، و صاحب لطيفهء نفسيّه به رعايت امور سياسى از آفاقى ممتاز است . اما تربيت بدن مكتسب به پيروى هوا و هوس ، و به لقمههاى حظوظى مىكند و به فسق و فجور و فساد عقايد بر شفرهء حفرهء هوان است .
و صاحب لطيفهء قلبيّه در اسلام رسوخ تمام دارد ، و بدن مكتسبش از ظلمت طبيعت رسته ، و به نور ايمان كامل و عرفان شامل پيوسته .
هامش
( 1 ) . الإسراء / 85 .
( 2 ) . ج : مستعد .