منزّه و مقدّس است ، و پيش محققان اشتغال انوار شاغل اسرار است ؛ و لهذا شبلى قدّس سرّه مىفرمايد :
شعر « 1 »
دع الأنوار فهي حجاب عين * و رأس مقام عبّاد « 2 » الخيال
و لكنّ الّذي يفنى فيفنى * ينال خصوص أحوال الرّجال 502
بيت
ز الوانى كه در انوار بينى * مجو جز رنگ بىرنگى ، تو رنگى
حجاب ديدهء ديد است هر نور * كه آيد در خيالت يك درنگى
فصل
در نفس امّاره و لوّامه و ملهمه و مطمئنّه خلاف است كه جمله يك حقيقت است كه به اعتبار صفات مختلفه ، متعدّد مىنمايد ، يا هريكى حقيقتى ديگر است . از حكما « 3 » ارسطو و اتباع وى بر قول اوّلند ، و جماعتى مشايخ و علماى محقّقين با وى متّفقاند . و افلاطون و بقراط و جالينوس و جمعى كثير از مشايخ و علما بر قول ثانىاند .
جماعت اوّل برآنند كه چون نفس ناطقه كه حقيقت انسان است مغلوب صفات ذميمه شد و در پى هوا و هوس افتاد وى را « نفس امّاره » گويند ؛ قال اللّه تعالى :
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
« 4 » و اين استثنا مقوّى اين قول است . و چون در پرتو نور ايمان ، قباحت احوال خود مشاهده كند و لايمهء آن بر خود گيرد ، و اخلاق ذميمه و حميده معارض گردند ، اسم « لوّامگى » بر وى افتد ؛ و چون از صفات ذميمه مصفّا گشت و به نور اخلاق حميده مزيّن شد [ و ] مورد الهامات الهى گرديد « 5 » « نفس ملهمه » گويند ؛ و چون از آثار طبيعت و دواعى ظلمت تمام صاف و پاك گشت ، بر صرف حق آرام يافته ، مطمئنّه گويند . قال اللّه تعالى :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 6 » .
هامش
( 1 ) . ج : + شعر .
( 2 ) . ج : عتاد .
( 3 ) . ج : حكماى .
( 4 ) . يوسف / 53 .
( 5 ) . ج : گردد .
( 6 ) . الفجر / 28 .