تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

فصل

حضرات كلّيّهء الهيه ، پنج است : اول « غيب مطلق » كه هويّت واحديّت عبارت از آن است . دوم و سيم « غيب مضاف » كه آن بر دو قسم است : آنچه به غيب مطلق اقرب است آن را « عالم صفات » و « عالم جبروت » و « عالم ملائكهء مقرّبين » گويند ؛ و آنچه به شهادت اقرب است آن را « عالم ملكوت » و « عالم مثال » گويند . چهارم « عالم شهادت مطلق » است كه مقابل « غيب مطلق » است ، و اين را « عالم ملك » گويند . پنجم « حضرت جامعه » است مر اربعهء مذكوره را ، و اين را « عالم انسان » گويند ، كه جامع جميع عوالم است . پس عالم ملك مظهر عالم ملكوت است ، و عالم ملكوت مظهر عالم جبروت ، و عالم جبروت مظهر عالم لاهوت ، و عالم انسان مظهر جميع اين عوالم است ؛ و مظاهر مذكوره را مجالى و مطالع منصّات گويند . المنصّة - جلوه‌گاه عروس .

فصل

حق تعالى در غيب هر چيز را چنانچه موجود خواست بود ، دانست . و آن صور عين علم الهىاند كه اعيان ثابته عبارت از آن بود . و از روى ربوبيّت بر مقتضاى طلب اسما ، اظهار مظاهر خويش را ، با « 1 » سلطنت [ بر ] هريك ظاهر كرد ، « 2 » و هر چيز را بر وفق علم خود بيافريد ؛ پس كلّ عالم صورت علم و مظهر معبود است ، و هرچه ظاهر شد ، از وى ظاهر شد . و مراتب اگرچه كثير است راجع به غيبت و شهادت است ، و به حقيقت انسانيّت كه جامع اين هر دومرتبه است . نسبت صور به اسم « الظاهر » ، « 3 » و نسبت معانى به اسم « الباطن » « 4 » است . و اسمائى كه تعلّق به ابدا « 5 » و ايجاد دارد در تحت اسم الاوّل « 6 » است ، و آنچه تعلّق به اعاده و بعث دارد ،
هامش
( 1 ) . ج : تا . ( 2 ) . ج : گردد . ( 3 ) . ج : ظاهر . ( 4 ) . ج : باطن . ( 5 ) . ج : بايد . ( 6 ) . ج : اول .
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 505 | شمس الدين محمد تبادكانى طوسى / سيد محمد طباطبائى بهبهانى ( منصور )