فصل
صورت توحيد در « بدايات » اداى كلمهء شهادت است . و در « ابواب » تصديق اين معنى به دل ، به تحقيق و يقين . و در « معاملات » عمل به اركان بر منوال يقين و وجدان . و در « اخلاق » رؤيت ملكات و افعال خالصا للّه تعالى . و در « اصول » رؤيت قصد و عزم و سير للّه و باللّه و فى اللّه . و در « اوديه » شهود علم و حكمت از فيض صفات اللّه . و در « احوال » شهود محبّت من اللّه و باللّه « 1 » و للّه . « 2 » ذوقا . و در « ولايات » فنا از رسوم صفات در حضرت واحديّت . و در « حقايق » فناى ذاتى با بقيّهء رسم خفى . و در « نهايات » توحيد الحق ذاته بذاته لذاته مشتمل است بر تنبيهى چند كه در اتمام كلام و إنجاح 482 مرام محتاج إليه است .
فصل
بعضى شارحان 483 در آخر كتاب اداى سخن به مبادى توهّم اعتراض رسانيدهاند كه شيخ قدّس سرّه كلام را بر بيان مقام سفر اوّل كه سير إلى اللّه است اقتصار نموده ، و از سير فى اللّه كه سفر دوم است ، و از سير عن اللّه إلى الخلق لإرشادهم كه سفر سيم است ، و از سير عن الخلق إلى الحق كه سفر چهارم است ؛ و قول حق تعالى كه
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
« 3 » و قول رسول « 4 » عليه السّلام « اخترت الرّفيق الأعلى » و قول امير المؤمنين على رضى اللّه عنه كه « فزت و ربّ الكعبة » اشارت بدان است سخن نگفته ، و از مقام فرق بعد الجمع كه مقامى شريف و بلند است نيز ساكت است .
فصل
همانا اين شارح از وعدهء شيخ در اول كتاب ذاهل گشته ، در آن محل كه فرموده كه « بعد
هامش
( 1 ) . ج : با اللّه .
( 2 ) . ج : اللّه .
( 3 ) . الإسراء / 1 .
( 4 ) . ج : رسوله .